ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٩٢ - فرموده است و أخذوا يمينا و شمالا تا الرشد
جادّههاى مستقيم هدايت را رها مىسازند، در باره آنچه شدنى و آمدنى است شتاب مكنيد، و آنچه را كه فردا با خود آورد دير نشماريد، چه بسيار كسانى كه در باره چيزى شتاب مىكنند كه اگر بدان دست يابند دوست داشتند كه به آن دست نمىيافتند، و چه قدر امروز به سپيده صبح فردا نزديك است.
اى ياران من! اينك هنگام فرا رسيدن آن حوادثى است كه وعده داده شده، و نزديك شدن طليعه فتنههايى است كه بدانها آگاهى نداريد، هان! كسى كه از ما با اين رويدادها روبرو شود، با چراغى روشنى بخش در ميان ظلمات آن فتنهها گام بر مىدارد، و همانند شايستگان و نيكان رفتار مىكند، تا گرهى از كار گرفتارى بگشايد، و اسيرى را از بند برهاند، و جمعيّت فتنهگر را پراكنده سازد، و حقّ جويان پراكنده را گرد هم آورد، او در پشت پرده غيبت است، جويندگان اثر پاى او را نيابند اگر چه بسيار پيگيرى و جستجو كنند، سپس در گير و دار اين فتنهها زنگار دل گروهى زدوده مىگردد، و آبديده و صيقلى مىشوند، همان گونه كه آهنگر شمشير را برّندگى و صيقل مىدهد، چشمانشان هر چه بيشتر به انوار قرآن روشن مىگردد، و تفسير آيات آن در گوش دلهايشان جا مىگيرد، و در شامگاهان و بامدادان از جام حكمت و معرفت حق به آنان نوشيده مىشود.»
[شرح]
(٢٩٩٠٢- ٢٩٨٧٥)
فرموده است: و أخذوا يمينا و شمالا ... تا الرّشد.
اين گفتار اشاره است به فرقههايى كه در اسلام از راه راست كه مبتنى بر كتاب و سنّت است، منحرف و گمراه شده به سوى افراط يا تفريط گراييدند، چنان كه آن حضرت پيشتر در اين باره فرموده است: «راست و چپ گمراهى است و راه ميانه راه رستگارى است»، و ما تفسير اين سخن را پيش از اين بطور كامل بيان كردهايم، مسالك الغيّ يا راههاى گمراهى، دو طرف فضيلتها مانند حكمت، عفّت، شجاعت، عدالت و فروع آنهاست كه زشت بوده و به آنها رذيله گفته