ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥٤ - فرموده است لا تؤتى البيوت إلا من أبوابها
پرداخته است.
واژه بحار (درياها) براى فتنهها و جنگهاى بزرگ استعاره شده است، و ما پيش از اين مناسبت اين استعاره را ذكر كردهايم، فعل خاضوا (فرو رفتند) ترشيح آن است، بدعت گاهى به معناى ترك سنّت و زمانى به معناى امر ديگرى است كه با ترك سنّت همراه است، و در عرف بيشتر معناى اخير از آن اراده مىشود.
پس از اين امام (ع) به ذكر فضايل خود اشاره مىكند، واژه شعار را براى خود و خاندان پاكش (ع) استعاره فرموده است، وجه مشابهت، پيوستگى و نزديكى آنها به پيامبر گرامى (ص) است چنان كه شعار كه به معناى جامه زيرين است به بدن بستگى و پيوستگى دارد، سپس خود و آنان را اصحاب و ياران پيامبر (ص) و خزانه داران علم او خوانده است، همچنان كه از رسول گرامى (ص) نقل شده كه فرموده است: على خزانه دار علم من است، و در روايتى عيبة علمى آمده يعنى خزانه علم من است، و خزنة الجنّة نيز نقل شده، يعنى آنها خزانه داران بهشتند، و در روز رستاخيز تنها كسانى وارد بهشت مىشوند كه ولايت و دوستى آنان را با خود داشته باشند، به هر تقدير واژه خزن استعاره است، وجه مناسبت اين است كه آنان گنجوران علم و معرفت خدايند، و در منع و اعطاى آن صاحب اختيارند، و به وسيله آنهاست كه بهشت داده، و يا باز گرفته مىشود. چنان كه خزانهدار هر چيزى، از چنين اختيارى برخوردار است، اين كه آنها ابواب مىباشند، مراد ابواب علم يا درهاى دانش است، همچنان كه پيامبر خدا (ص) فرموده است: كه من شهر علمم عليهم درست [١]، يا اين كه آنها ابواب بهشتند كه در اين صورت استعاره و به شرحى خواهد بود كه در مورد خزنة الجنّة گفته شد.
(٣١١٣٢- ٣١١١٩)
فرموده است: لا تؤتى البيوت إلّا من أبوابها
و اين به چند دليل است:
١- اين كه طبق عادت جارى، كه بر وفق حكمت است بايد به خانهها از
[١] أنا مدينة العلم و علىّ بابها.