ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٤٩ - فرموده است اعقل ذلك،
نقل كردهاند كه در اين صورت معنايش اين است كه: در كارى كه خود آن را انجام داده است ديگرى را مورد تهمت و بدگويى قرار دهد، و در اين جا واژه غيره مفعول به و منصوب خواهد بود و عامل آن فعل يعرّ مىباشد، و فعل يعرّ از عرّ يعرّ عرّا مشتقّ است و معناى عيب كردن، و نسبت دادن به كار بد را دارد، بديهى است چنين كسى بنا به اين روايت در جرگه فاسقان و دروغگويان است، و مصداق آيه وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا [١] مىباشد. اين آفت اخلاقى ناشى از مشاركت دو قوّه شهوت و غضب است.
٤- براى اين كه مردم نياز او را بر آورند، بدعتى در دين خود پديد آورد، و ناروايى را مرتكب شود، مانند اين كه به دروغ گواهى دهد تا بر مقصودش دست يابد، يا در حكم و قضا رشوه بگيرد.
٥- اين كه با مردم دورويى كند، و در ميان آنان به دو زبان سخن گويد، يعنى اگر مثلا به دو دوست برخورد كند آنچه به يكى از اين دو مىگويد غير از آن باشد كه به ديگرى مىگويد، و هدفش در اين كار ايجاد تفرقه ميان دو دوست، و يا تشويق دو دشمن به دشمنى با يكديگر باشد، بطور خلاصه آنچه را به زبان مىگويد خلاف آن را در دل داشته باشد، در اين صورت در جرگه منافقان وارد شده، و در قرآن ضمن آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ [٢]» وعده سختترين عذاب به منافقان داده شده است. عقل نيز حكم مىكند: كسى كه بدى با صور مختلف آن در صفحه ضميرش نقش بسته، و زشتيها جزء طبيعت او گشته، و با توبه و بازگشت به سوى خدا آنها را نزدوده و درون خود را پاكيزه نساخته است در زمره اهل دوزخ است.
(٣١٠٣٢- ٣١٠٢٦)
فرموده است: اعقل ذلك،
يعنى: مثلى را كه براى تو آورده مىشود، تعقّل،
[١] سوره احزاب (٣٣) آيه (٥٨) يعنى: و آنانى كه مردان و زنان با ايمان را بىآن كه گناهى كرده باشند بيازارند.
[٢] سوره نساء (٤) آيه (١٤٥) يعنى: همانا منافقان در پايينترين طبقه دوزخ قرار دارند.