ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٢٢ - ٨ - در جمله و خذل محاديه بنصره
(٤٨١٢١- ٤٨١١٨) ١٨- شرايع آن را كهنگى نيست، منظور از شرايع، قوانين و اصول آن است، و اين سخن نيز نظير معناى جمله لا انقلاع لشجرته (درخت آن ريشه كن نمىشود) مىباشد.
(٤٨١٢٥- ٤٨١٢٢) ١٩- شاخههايش بريدنى نيست، يعنى پيوسته از درخت اسلام شاخههاى نو روييده مىشود، و اين رويش پايان يافتنى نيست، چنان كه هر ذهن صحيحى در باره اصول آن كه كتاب و سنت است انديشه و بررسى كند مىتواند به چيزهايى دست يابد كه ديگران پيش از او به آن نرسيدهاند.
(٤٨١٢٩- ٤٨١٢٦) ٢٠- راههاى اسلام را تنگى و دشوارى نيست، اين سخن اشاره دارد به اين كه قوانين و تكاليف اسلام براى مكلّفان دشوار نيست، و يا مراد اين است كه اسلام با سختى ملازمه ندارد و براى كسانى كه به آن متعهّد مىشوند مايه رنج و زحمت نيست، چنان كه پيامبر اكرم (ص) فرموده است: من به دين حنيف ساده و آسانى برگزيده شدم [١].
(٤٨١٣٣- ٤٨١٣٠) ٢١- راه صاف آن را ناهموارى نيست، اين گفتار كنايه از اين است كه اسلام آيينى است در نهايت اعتدال و در حدّ متوسّط ميان صعوبت و سهولت زياد چنان كه بيشتر كيشها و آيينهاى پيشين كه بر اساس تشبيه و تجسيم بنا شده است چنين بود، يعنى گام برداشتن در آن راهها و تصور آن عقايد آسان بود ليكن طريقه آنان از مقصد اصلى و مطلوب حقيقى دور، و رسيدن به توحيد خالص از راه آنها ناممكن بود، بنا بر اين راه ظاهرا صاف آنها ناهموار و بر خلاف اسلام داراى سختيها و دشواريها بوده است.
(٤٨١٣٧- ٤٨١٣٤) ٢٢- صفا و پاكيزگى آن را تيرگى نيست. واژه وضح (سپيدى) را براى پاكيزگى اسلام از تيرگيهاى باطل و آنچه صفحه دل كافران و منافقان را سياه و تيره ساخته، استعاره فرموده است.
[١] بعثت بالحنيفيّة السّهلة السّمحة.