ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٥١ - ٥ - امام(ع) از حزن و اندوهى كه در پى هر شادى و سرور است، به اشك تعبير فرموده،
برابر كالاى آخرت چه از حيث كميّت و چه كيفيّت بسيار ناچيز است، خودنمايى و دلارايى مىكند، و به همين معناست آنچه در باره آراستگى دنيا به زيور آرزوهاى دروغ و پوچ فرموده كه همه در واقع باطل و بيهوده بوده و اگر غفلت از سرانجام آنها در ميان نبود، اين آمال و آرزوها در چشم خواستاران دنيا جلوهاى نداشت.
(٢٢٥٢٤- ٢٢٥١٧)
٣- امام (ع) واژههاى غرّاره و غوّاله را كه به معناى بسيار فريبكار و حيلهگر مىباشد براى توصيف دنيا استعاره فرموده است،
يعنى دنيا مردم را در غفلت بسيار فرو مىبرد و هر چه بيشتر مىفريبد، و نيز صفت أكّاله را كه از اوصاف درّندگان است به آن داده، زيرا دنيا نيز مردم را مىكشد، و در كام مرگ فرو مىبرد. اطلاق دو صفت اوّل كه غرّاره و ضرّاره است كنايه از اين است كه دنيا با فريبكارى و حيلهگرى انسان را به خود مشغول، و از هدفى كه براى آن آفريده شده غافل مىكند، و در لذّات خود فرو مىبرد، و دادن صفت اكّاله به آن، اشاره است به اين كه مانند درّندگان با پنجه مرگ، مردمان را مىكشد، و در درون خاك نابود مىسازد.
(٢٢٥٦٢- ٢٢٥٢٥)
٤- معناى گفتار امام (ع) از جمله لا تعدوا تا مقتدرا
اين است كه اگر دنيا به دوستداران خود و كسانى كه بدان خشنودند، منتهاى يكرنگى و صفاى خويش را نشان دهد و آنها را به مراد خود برساند بيش از اين نيست كه دنيا خود را در نظر آنها شكوفا و زيبا جلوه داده و خوشيهاى خود را براى آنها آراسته است. ولى ديرى نمىگذرد كه آنچه به آنها داده آن چنان از آنها مىگيرد كه گويا اصلا در دست آنها چيزى نبوده است، و اين مفهوم همان مثلى است كه قرآن كريم آورده و امام (ع) بدان تمثّل جسته است «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ ... [١]».
(٢٢٦٢٦- ٢٢٥٦٣)
٥- امام (ع) از حزن و اندوهى كه در پى هر شادى و سرور است، به اشك تعبير فرموده،
و در مورد اين كه براى راحتى و آسايش دنيا بطن (شكم) و براى
[١] سوره كهف (١٨) آيه (٤٥) يعنى: زندگانى دنيا را براى آنها به آبى تشبيه كن كه از آسمان فرو مىفرستيم ...