ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٣٢ - ٢١ - جمله و آكام لا يجوز عنها القاصدون
(زمينهاى هموار) استعاره براى قرآن است، بدين مناسبت كه معدن حقّ و محلّ دسترسى به آن است همچنان كه درّهها و زمينهاى هموار جايگاه آب و گياه است.
(٤٨٤٠١- ٤٨٣٩٧) ١٦- دريايى است كه آبكشان، آب آن را نتوانند كشيد.
(٤٨٤٠٦- ٤٨٤٠٢) ١٧- چشمههايى است كه آبكشان، آب آن را نمىخشكانند. استعاره بحر و عيون براى قرآن در اين جا بدين مناسبت تكرار شده كه فوايد و مقاصد حاصله از اين كتاب الهى پايان ناپذير است.
(٤٨٤١١- ٤٨٤٠٧)
١٨- جمله و مناهل لا يغيضها الواردون
نيز به همين معناست، اين كه واژه نضوب (ته نشين شدن آب) تنها به چشمهها نسبت داده شده براى اين است كه ته نشينى آب در چشمهها محتمل است نه درياها، همچنين نسبت دادن ورود به مناهل (آبشخورها) بدين مناسبت است كه نهل به معناى سيراب شدن است و غرض كسى كه وارد آب مىشود نيز همين است.
(٤٨٤١٧- ٤٨٤١٢) ١٩- منزلگاههايى است كه مسافران راه آن را گم نمىكنند، يعنى قرآن مشتمل بر مراتب و مقاماتى از علوم است كه چون خردهاى پوياى راه خدا به آن در آيند گم نمىشوند، زيرا راه قرآن روشن و بسيار تابان است.
(٤٨٤٢٣- ٤٨٤١٨)
٢٠- جمله و أعلام لا يعمى عنها السّائرون
نيز معناى جمله پيش را دارد.
(٤٨٤٢٩- ٤٨٤٢٤)
٢١- جمله و آكام لا يجوز عنها القاصدون
نيز شبيه معانى جملات پيش است لفظ اعلام «نشانهها» و آكام (تپّهها) را براى دلايل و اماراتى كه در طريق شناخت قرآن و احكام آن وجود دارد استعاره فرموده، زيرا همچنان كه نشانهها و كوهها رهروان را در راهها رهنمايند اين ادلّه و امارات نيز بيانگر احكام و راهنماى مقاصد قرآن مىباشند.
(٤٨٤٣٤- ٤٨٤٣٠) ٢٢- خداوند قرآن را فرو نشاننده تشنگى دانشمندان قرار داده است، واژه رىّ (سيراب شدن) را استعاره براى قرآن قرار داده، زيرا همان گونه كه آب رنج تشنگى را بر طرف مىكند، قرآن درد نادانى را از نفوس بشرى مىزدايد، و واژه