ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٩٢ - ٩ - و من عاش فعليه رزقه ١٠ - و من مات فإليه منقلبه
(٢١٤٠٩- ٢١٤٠٧)
٦- مفزع كلّ ملهوف:
يعنى او پناه و ملجأ هر بيچاره و درمانده است، به هنگامى كه ضرورت به او رو آورد، يا غم و اندوه به او دست دهد، و يا ترس و بيم وى را فراگيرد و يا بر او ستم شود، چنان كه خداوند متعال فرموده است: «وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ [١]»، «وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ [٢]» زيرا هيچ كس جز خداوند نمىتواند براى همه بيچارگان پناه و مفزع باشد، به علاوه اين كه كسى پناه ديگرى باشد بر سبيل مجاز است نه حقيقت، و نسبى است نه حقيقى و اين تعريف مستلزم اثبات كمال قدرت براى خداوند است، زيرا فطرت هر مضطرّ و بيچارهاى با توجّه به جميع احوال وجود خود بر جود و بخشش خداوند گواهى مىدهد، و همچنين متضمّن اثبات كمال علم براى بارى تعالى است، زيرا نهاد مضطرّ گواهى مىدهد بر اين كه خداوند به ضرورت و نياز او آگاه است، و اوصاف ديگر خداوند مانند اين كه شنوا، و بينا و آفريننده و اجابت كننده و پاينده و پايدار است نيز به همين اعتبار است.
(٢١٤١٨- ٢١٤١٠)
٧- من تكلّم سمع نطفه. ٨- من سكت علم سرّه:
اين كه هر كس سخن بگويد گفتار او را مىشنود، و هر كس خاموشى گزيند راز او را مىداند هر دو اشاره دارد به دو صفت سميع (شنوا) و عليم (دانا) خداوند، و چون مفهوم اين كه او شنواست اين است كه به شنيدهها داناست، مفاد اين دو صفت موجب اثبات اين است كه خداوند بر آنچه بندگانش در حالت سخن گفتن، بيان و آشكار مىكنند و يا هنگام خاموشى پنهان و در دل نگه مىدارند احاطه دارد، و در اين باره پيش از اين نيز اشاره شده است.
(٢١٤٢٨- ٢١٤١٩)
٩- و من عاش فعليه رزقه. ١٠- و من مات فإليه منقلبه:
اين دو تعريف اشاره است به اين كه خداوند
[١] سوره نحل (١٦) آيه (٥٣) يعنى: سپس هنگامى كه زيان و آسيبى به شما برسد به او مىناليد.
[٢] سوره اسراء (١٧) آيه (٦٧) يعنى: و چون در دريا خوف و خطرى به شما رسد همه آنانى را كه مىخوانيد جز خدا فراموش مىكنيد.