ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٠٦ - فرموده است و يعفو بحلم
ستودنها باشد، ستايشى كه سراسر آفرينش را پر كند و تا آنجا كه بخواهى برسد، ستايشى كه از تو محجوب نبوده، و در پيشگاهت قصورى نداشته باشد، ستايشى كه عدد آن پايان نگيرد و زمان آن فنا نپذيرد، آرى ما كنه عظمت تو را نمىدانيم جز اين كه مىدانيم تو زندهاى هستى پاينده، تو را چرت و خواب فرا نمىگيرد، دست انديشه به آستان تو نمىرسد، و چشمها ياراى ديدن تو را ندارد، ليكن تو چشمها را مىبينى، و كردار بندگان را مىشمارى و زمام آفريدگان را در دست قدرت خود دارى، و چه كوچك است آنچه از آفرينش تو مىبينيم و از قدرت و توانايى تو در شگفتى مىافتيم و از سلطنت عظيم تو توصيف مىكنيم در حالى كه آنچه از ما پنهان، و ديده ما از ديدن آن ناتوان، و خرد ما از درك آن عاجز و پردههاى غيب ميان ما و آنها حايل است بس عظيمتر است، بنا بر اين كسى كه دل را تهى سازد و انديشهاش را به كار اندازد براى اين كه بداند چگونه عرش خود را بر پا كردهاى و آفريدگان را بيافريدهاى و چگونه آسمانها را در هوا معلّق داشتهاى و زمين را بر روى امواج آب گسترانيدهاى، ديدهاش خسته و درمانده شود و خردش مبهوت گردد و گوشش از كار باز ماند و انديشهاش سرگردان شود.»
[شرح]
(٣٢٥٧٨- ٣٢٥٧٠) امر خداوند عبارت از فرمان قدرت اوست، و معناى أمره قضاء اين است كه فرمانش روان و غير قابل برگشت است، و اين كه امر او حكمت است يعنى بر وفق حكمت الهى و بر طبق نظام اكمل است، رضاى خداوند به علم او نسبت به طاعت عبد برگشت دارد كه مطابق اوامر و نواهى او انجام گرفته باشد.
(٣٢٥٨٠- ٣٢٥٧٩)
فرموده است: يقضى بعلم.
اين سخن اعاده معناى جمله: أمره قضاء و حكمة مىباشد و به منزله تفسيرى بر آن است.
(٣٢٧٤٩- ٣٢٥٨١)
فرموده است: و يعفو بحلم.
عفو عبارت از خشنودى خداوند از طاعت و فرمانبردارى بندهاى است كه