ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٨١ - فرموده است و قذفت إليه السموات و الأرضون مقاليدها
وَ الْأَرْضِ^ [١]» ابن عبّاس و مقاتل [٢] گفتهاند: مراد از كليدهاى آسمانها و زمين، روزى و رحمت پروردگار است، ليث [٣] گفته است: قلاد به معناى خزانه است، و مراد از مقاليد آسمانها و زمين، خزانههاى آنهاست.
واژه قذف (انداختن) بطور مجاز براى اين معنا به كار رفته كه: آسمانها و زمينها و همگى اسباب و عواملى كه در ارتباط با آنها در اين جهان وجود پيدا مىكند، و مايه رزق و روزى و شمول رحمت و بركت براى آفريدگان مىگردد همه تسليم قدرت اويند، و يوغ امكان و نياز به ساحت قدس او را در گردن دارند.
همچنين بنا بر رأى ابن عبّاس واژه مفاتيح (كليدها) براى اسباب و انگيزههايى كه باعث پيدايش روزى و رحمت براى آفريدگان مىشود استعاره شده است مانند حركات آسمانى و اتّصال برخى ستارگان به يكديگر، و استعدادهايى كه در زمين براى روييدن نباتات و جز اينها قرار داده شده است و جهت استعاره اين است كه اين اسباب و عوامل با آماده ساختن موادّ ارضى، ابواب خزاين جود و بخشش الهى را بر روى آفريدگان مىگشايند، و به منزله كليد درهاى بسته در جهان محسوس مىباشند، بديهى است همه اين كليدها به دست پروردگارند، و گردش همه اين اوضاع بسته به مشيّت و اراده اوست، و بنا بر گفتار ليث واژه خزاين براى موادّ و استعدادهاى آسمانها و زمينها استعاره شده و جهت آن اين است كه تمام پديدهها و رخدادها مانند ارزاق و جز آن بالقوّة يا بالفعل در آنها وجود دارد، همان گونه كه در خزانهها آنچه مورد نياز است موجود مىباشد، و اين كه درختان سر سبز در بامداد و شامگاه او را سجده و نيايش مىكنند، مراد خضوع و تذلّل آنها در برابر قدرت
[١] سوره شورى (٤٢) آيه (١٢) يعنى: كليدهاى آسمانها و زمين از آن اوست.
[٢] ابو الحسن مقاتل بن سليمان بن بشر خراسانى مروزى از مفسّران مشهور است كه مذهب زيديّه داشته و در سال ١٥٠ ه در بصره در گذشته است، به فرهنگ دهخدا رجوع شود. (مترجم)
[٣] ليث بن مظفّر بن نصر بن سيّار از ياران خليل بن احمد نحوى عروضى بصرى است و خليل در سال ١٧٥ ه وفات كرده است. همان مأخذ (مترجم)