ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٣٥ - فرموده است و يخلده فيما اشتهت نفسه
آمادگى و شايستگى آن را پيدا مىكند، او را از ظلمات نادانى رهايى مىدهد.
(٣٩٩٠٠- ٣٩٨٨٥)
فرموده است: و يخلده فيما اشتهت نفسه.
دليل اين گفتار قول خداوند متعال است كه فرموده است: «لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها وَ هُمْ فِي مَا [١]» مراد از منزل كرامت، جايگاه با بركتى است كه خداوند دستور درخواست آن را به بندگان خود داده و فرموده است: «قُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ [٢]» منظور از سرايى كه براى خود برگزيده بهشت است و اين كه خداوند آن را به خود نسبت داده براى بزرگداشت بهشت و برانگيختن رغبت و شوق دست يافتن به آن است و حسن اين نسبت روشن است، زيرا باغهاى محسوس دنيا عاليترين جاهايى است كه براى نشيمن برگزيدهترين و شريفترين مردم در نظر گرفته مىشود، امّا باغ يا بهشت معقول، كيفيّت آن بستگى به درجات وصول و ميزان برخوردارى انسان از معارف الهى دارد، همان معارفى كه مايه سعادت و سرور و لذّت كامل است. اين بهشت معقول همه شرايط عقلى و امتيازهاى روحى را براى اين كه جايگاه دوستان خدا و خاصّان او و فرشتگان و پيامبرانش باشد داراست و معمولا اگر پادشاهى نظرش بر اين قرار گرفت كه ساختمانى براى سكونت خويش و نزديكان خود بنا كند، گفته مىشود كه اين ساختمان به شاه اختصاص دارد و او آن را بر پا كرده است، بارى از ظاهر اين گفتار بر مىآيد كه بهشت در آسمانهاست و عرش بر روى آن قرار دارد، و در اين سخن نيز نكته لطيفى است. زيرا مىدانيم كه از اطلاق عرش گاهى فلك نهم اراده مىشود و زمانى منظور از عرش، عقل اوّل است به اعتبار اين كه صور همه موجودات در آن است و به همه آنها احاطه دارد و حامل معرفت صانع نخستين جلّ و علا مىباشد، و گاهى هم مراد از عرش سلطنت و عظمت پروردگار است، واژه
[١] سوره انبياء (٢١) آيه (١٠٢) يعنى: ... و آنان در آنچه دلشان بخواهد جاودانه متنعّم مىباشند.
[٢] مؤمنون (٢٣) آيه (٢٩) يعنى: بگو پروردگارا ما را در منزلگاهى مبارك فرود آر و تو بهترين فرود آورندگانى.