ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣١٢ - ترجمه
خواهشهاى نفسانى و اعتقادهاى باطل مىپردازند، و دين ضعيف و ناتوان خواهد شد، و مردم گمان مىكنند كه حقّ و هدايت همين گمراهيهايى است كه به آنها دچارند.
(٢٧٨٥٥- ٢٧٨٤٦) همچنين در باره اين كه فرموده است: و يعطف الّرأي على القران إذا عطفوا القران على الرّأي يعنى: او هر نظريّهاى را كه با قرآن سازگار نباشد، طرد مىكند، و مردم را به آنچه موافق قرآن است و با كتاب الهى مخالفت ندارد، برمىگرداند و اين تحوّلات هنگامى روى خواهد داد كه مردم قرآن را بر طبق آرا و افكار خويش تأويل كنند، و آيات آن را با انديشهها و خواهشهاى نفسانى خود تطبيق دهند، چنان كه ارباب مذاهب مختلف اسلامى چنين كرده، هر كدام به دنبال خيالات و اوهام خويش به راه افتادهاند، و هر يك از آنها مىپندارند كه آنچه را قرآن حقّ و صحيح معرّفى مىكند همان است كه او يافته و تشخيص داده است، و جز آن حقّى وجود ندارد. و توفيق از خداست.
بخشى از اين خطبه است:
حَتَّى تَقُومَ الْحَرْبُ بِكُمْ عَلَى سَاقٍ بَادِياً نَوَاجِذُهَا- مَمْلُوءَةً أَخْلَافُهَا حُلْواً رَضَاعُهَا عَلْقَماً عَاقِبَتُهَا- أَلَا وَ فِي غَدٍ وَ سَيَأْتِي غَدٌ بِمَا لَا تَعْرِفُونَ- يَأْخُذُ الْوَالِي مِنْ غَيْرِهَا عُمَّالَهَا عَلَى مَسَاوِئِ أَعْمَالِهَا- وَ تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفَالِيذَ كَبِدِهَا- وَ تُلْقِي إِلَيْهِ سِلْماً مَقَالِيدَهَا- فَيُرِيكُمْ كَيْفَ عَدْلُ السِّيرَةِ- وَ يُحْيِي مَيِّتَ الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ (٢٧٩١٠- ٢٧٨٥٨)
[لغات]
(أخلاف النّاقة): نوكهاى پستان ماده شتر (أفاليذ): جمع بر جمع است و مفرد آن فلذه است كه به معناى پاره جگر مىباشد.
[ترجمه]
«تا اين كه جنگ در منتهاى شدّت خود به شما رو آورد. و چون شير خشمگين دندانهايش را بنماياند، آن مانند شترى است كه پستانهايش از شير پر