ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٨ - شرح
(١١٠٥) ١٠٥- از خطبههاى آن حضرت عليه السّلام است كه در آن از رويدادهاى سخت آينده خبر مىدهد:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتَجَلِّي لِخَلْقِهِ بِخَلْقِهِ- وَ الظَّاهِرِ لِقُلُوبِهِمْ بِحُجَّتِهِ- خَلَقَ الْخَلْقَ مِنْ غَيْرِ رَوِيَّةٍ- إِذْ كَانَتِ الرَّوِيَّاتُ لَا تَلِيقُ إِلَّا بِذَوِي الضَّمَائِرِ- وَ لَيْسَ بِذِي ضَمِيرٍ فِي نَفْسِهِ- خَرَقَ عِلْمُهُ بَاطِنَ غَيْبِ السُّتُرَاتِ- وَ أَحَاطَ بِغُمُوضِ عَقَائِدِ السَّرِيرَاتِ (٢١٠٢٥- ٢٠٩٨٨)
[فصل اول]
[ترجمه]
«ستايش ويژه خداوندى است كه با آفرينش خود، بر بندگانش تجلّى كرده، و با حجّت و برهان خويش در دلهاى آنان آشكار مىشود، آفريدگان را بىآن كه نياز به تفكّر داشته باشد آفريد، زيرا انديشهها جز براى صاحبان ضمير سزاوار نيست، و خداوند در ذات خويش صاحب ضمير نيست، دانش او اعماق پردههاى غيب را شكافته است، و بر پيچيدهترين انديشهها و اسرار احاطه دارد.»
[شرح]
(٢١٠٢٥- ٢٠٩٨٨) امام (ع) خداوند را بر پنج چيز ستايش فرموده است:
١- اين كه از طريق آفرينش مخلوقات بر آفريدگان تجلّى كرده و خود را به آنان نمايانده است، و چنان كه در فصول پيش مكرّر گفته شده، مراد از تجلّى اين است كه خداوند معرفت خود را از طريق توجّه به آثار صنع خويش در دلهاى بندگانش قرار داده و خود را از اين راه به آنان نشان داده است، تا آن جا كه هر