ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٥٢ - فرموده است و لا استغمز
حيله و نيرنگهاى دشمنان ناآگاه نيستم، اين سخنان در حقيقت پاسخى است به گفتههاى كسانى كه به احوال آن حضرت آگاهى نداشته و آن بزرگوار را به ضعف رأى و سوء تدبير نسبت مىدادند، و معاويه را در جنگ و جز آن مصلحت انديش مىشمردند، و اين گفتار را آن حضرت مىشنيد.
در اين جا بايد دانست كه براى پاسخ دادن به آنهايى كه اين تصوّر باطل را داشتهاند لازم است چگونگى حال و روش على (ع) و معاويه و كسانى را كه به حسن تدبير منسوب داشتهاند بدانيم، و تفاوت ميان آنها را بشناسيم، بىشكّ پاسخ آنها جز يك چيز نيست، و آن اين كه امير مؤمنان (ع) شخصيّتى بود كه در جميع اعمال خود از احكام دين و قوانين شريعت پيروى مىكرد، و عادتها و روشهايى را كه در جنگها معمول بود به كار نمىبست، و از تدابيرى مانند نيرنگ و پليدى و مكر و حيله و يا اجتهاد در برابر نصّ، و تخصيص دادن عمومات احكام به وسيله آراء و نظريّات خود، و جز اينها كه در شرع مجوّزى ندارد دورى مىجست، امّا ديگران از همه اين وسايل استفاده مىكردند و به آنها تكيه داشتند و به هر كارى دست مىزدند خواه موافق شرع باشد يا نباشد، دامنه بهرهگيرى از هر نوع وسيله، و استفاده از هر مكر و حيله براى آنها گسترده و آسان، و براى علىّ (ع) سخت و مشكل بود.
از ابو عثمان عمرو بن بحر جاحظ در اين باره سخنانى طولانى نقل شده كه خلاصهاش اين است: من بسا مىشود كسى را مىبينم كه گمان مىكند داراى عقل و دانش است، و خود را از خواصّ مىشمارد در حالى كه از عوام است و مىپندارد كه معاويه نسبت به على (ع) از بينشى ژرفتر، و انديشهاى درستتر و طريقهاى بهتر برخوردار بوده است، در حالى كه چنين نيست و من به موارد اشتباه او اشاره خواهم كرد، از جمله اين كه على (ع) در جنگهاى خود جز آنچه را كه موافق كتاب و سنّت بود به كار نمىبست، در حالى كه معاويه هر چه را لازم مىديد انجام مىداد، خواه موافق كتاب و سنّت باشد يا مخالف، مثلا معاويه در جنگ، همان