ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨١٩ - ٧ - جمله و أهان أعداءه بكرامته
قول خداوند متعال مىباشد، كه به موسى عليه السّلام فرموده است: «أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ» [١].
(٤٨٠٥٧- ٤٨٠٥٤) ٣- خداوند بهترين آفريدگانش را براى آن برگزيده است، يعنى بهترين خلق خود محمّد (ص) و ائمّه (ع) را براى تبليغ اسلام بر انگيخته و انتخاب كرده است.
(٤٨٠٦٢- ٤٨٠٥٨) ٤- خداوند پايههاى دين اسلام را بر اساس محبّت خويش بر پا داشته است، واژه دعائم براى اهل اسلام يا براى اركان آن استعاره شده، و وجه مشابهت در استعاره مذكور اين است كه اسلام مانند سقفى كه بر روى ستونهايش بر پاست بر اركان خود قيام و قرار دارد، واژه على در جمله على محبّته براى حال است و ضميرها، به اسلام برگشت دارد، يعنى: خداوند پايههاى اسلام را در حالى كه آن را دوست مىدارد برپا داشته است، و گفته شده كه ضمير مذكور به اللّه برگشت دارد، و مانند اين است كه گفته شود: طبع اللّه قلبي على محبّته يعنى خداوند دل مرا بر محبّتش مهر زنده است.
(٤٨٠٦٥- ٤٨٠٦٣) ٥- خداوند با عزّت اسلام اديان ديگر را خوار كرده است، منظور از ذلّت اديان، عدم توجّه و التفات خداوند به آنهاست كه در اين صورت واژه ذلّت مجاز، و اطلاق آن از باب گذاشتن نام سبب بر مسبّب است، و يا اين كه مقصود خوارى مردم كيشهاى ديگر است، و مضاف كه واژه أهل باشد حذف شده است و روشن است كه عزّت اسلام سبب هر دو امر مىباشد.
(٤٨٠٦٩- ٤٨٠٦٦)
٦- جمله وضع الملل برفعه
نيز نظير معناى جمله پيش است يعنى با بلند گردانيدن اسلام، كيشهاى ديگر را پست گردانيده است.
(٤٨٠٧٣- ٤٨٠٧٠)
٧- جمله و أهان أعداءه بكرامته
نيز در همين زمينه است، يعنى خداوند با گرامى داشتن اسلام دشمنان آن را تحقير كرده است، مراد از دشمنان اسلام، مشركان و تكذيب كنندگان از اديان ديگر است، و مقصود از اهانت آنها كشتار و
[١] سوره طه (٢٠) آيه (٣٩) يعنى: تا بر طبق نظر من پرورش يابى.