ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٥٦ - فرموده است فإن الناس اجتمعوا تا طويل
آنان گسترش داد، خداى سبحان فرموده است: «فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ» [١] پس سرزمين آنها همچون آهن شخم زنى گداختهاى كه در زمين سست فرو رود صدا كرد و فرو رفت.
اى مردم! هر كس راه روشن و آشكار را بپويد به آب و آبادانى مىرسد، و آن كس كه مخالفت كند در بيابان بىآب و گياه سرگردان خواهد شد».
[شرح]
(٤٨٩٠٢- ٤٨٨٨٥) خلاصه اين خطبه مبتنى است بر اين كه امير مؤمنان (ع) كسانى از اصحاب خود را كه در طريق حقّ و هدايت گام بر مىدارند با ذكر اين كه راه آنها راه رستگارى است به استقامت و پايدارى در اين راه ترغيب مىكند، و چون معمولا انسان از تنهايى دچار وحشت مىشود. و اگر راهى را كه مشغول پيمودن آن است دراز و دشوار باشد و همراهان او اندك باشند گرفتار بيم و هراس مىگردد، امير مؤمنان (ع) آنان را نهى مىكند از اين كه در طريق هدايت به سبب كمى رفيق و همراه، دستخوش ترس و هراس شوند، و اين كنايه است از اين كه اگر برخى از اصحاب او را وسوسه فرا گيرد كه به دليل اين كه شماره آنان اندك و دشمنانشان بسيار است بر طريق حقّ نيستند آگاه باشند كه اگر چه شمار آنها اندك است امّا در راه هدايت و رستگارى سير مىكنند، اين وسوسه ناشى از اين است كه در راهها عدّه كم در معرض خطر، و سلامت با كثرت و عدّه بيشتر است.
(٤٨٩١٣- ٤٨٩٠٣)
فرموده است: فإنّ النّاس اجتمعوا ... تا طويل.
اين گفتار گوياى اين است كه علّت كمى عدّه اهل هدايت و سالكان راه حقّ اين است كه مردم دور جيفه دنيا را گرفته و در گرد آن اجتماع كردهاند، واژه مائدة (سفره) را براى دنيا استعاره فرموده، زيرا همان گونه كه سفره محلّ گرد آمدن طعامهاى رنگارنگ است دنيا نيز محلّ اجتماع لذّتهاى گوناگون است، ذكر
[١] سوره شعرا، (٢٦) آيه (١٥٧) يعنى: پس ناقه را پى كردند و صبحگاه از كار خود پشيمان شدند.