ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٧ - ١٢ - منظور امام(ع) از اين كه فرموده است أنه ليس شيء من الشر إلا عقابه تا واژه سماعه
رىّ (سير آب شدن) و ضحى (آفتاب پيش از ظهر) به فيء (سايه) نسبت داده شده است، مراد از عبارت لا جاء يردّ (آينده باز گردانيده نمىشود) آفتها و مصيبتهاى روزگار است مانند مرگ و كشتار و مانند اينها، و منظور از جمله لا ماض يرتدّ (گذشته باز نمىگردد) مردگان و چيزهاى ارزشمندى است كه از دست رفته است.
(٢٣٧٣٢- ٢٣٦٣٧)
١٢- منظور امام (ع) از اين كه فرموده است: أنّه ليس شيء من الشّر إلّا عقابه تا واژه سماعه
ممكن است شرّ و خير بطور مطلق باشد كه در اين صورت مبالغه را مىرساند، چنان كه در باره كار مهمّ و دشوار گفته مىشود: «هذا أشدّ من الشّديد و أجود من الجيّد» يعنى: اين كار از دشوار دشوارتر و يا از خوب خوبتر است و ممكن است منظور آن بزرگوار خوب و بد دنيا باشد زيرا بزرگترين بدى و سختى دنيا نسبت به عذاب و عقاب خداوند اندك، و برترين خير و خوبى آن در برابر پاداش و ثواب إلهى حقير و ناچيز است. سپس براى تأكيد اين مطلب به عظمت و اهميّت احوال آخرت در مقايسه با احوال دنيا پرداخته است. مصداق آنچه امام (ع) در اين باره فرموده اين است كه در دنيا بزرگترين بدى و شرّى را كه انسان مىتواند تصوّر كند قتل و جرح است، كه هنگامى كه انسان آن را مىشنود به هراس مىافتد، و ارتكاب آن را زشت مىشمارد، ليكن زمانى كه شاهد و درگير چنين وقايعى شود، و ناگزير از جنگ و جدال گردد، آنچه از نظر او دشوار بوده است آسان مىشود، و اين گونه اتّفاقات و هول و هراسها برايش سهل و ناچيز مىگردد، همچنين انسان پيوسته از حضور در برابر پادشاهان و هيبت و خشم آنان بيمناك است، تا آن گاه كه به مجالس آنان راه يابد، در اين موقع ديگر ترس و بيمى در خود نمىبيند، بنا بر اين آنچه را كه بر اثر تعريف و شنيدن، بزرگ و هراس انگيز مىپنداشته، با ديدنش آن را خرد و آسان و بىبيم و ترس يافته است، در مسائلى كه مربوط به جلب منفعت است نيز حال به همين منوال است، چون انسان پيوسته براى به دست آوردن مال و ثروت و درهم و دينار و ديگر خواستههاى دنيوى خود،