ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٢٧ - فرموده است أساخ في الحق أسناخها
(٤٨٢٢٩- ٤٨٢٢٠) امير مؤمنان (ع) پس از بيان برتريهاى اسلام، به لزوم بزرگداشت و پيروى، و همچنين به اداى حقوق آن سفارش مىكند، و اداى حقوق اسلام بدين صورت ميسّر است كه با اعتقاد به شرف و منزلت آن، و اين كه اسلام انسان را به بهشت خداوند مىرساند به احكام آن عمل شود، و جايگاه آن حفظ گردد، جايگاه اسلام بدون شكّ دل است نه تنها زبان و شعارهاى ظاهرى.
(٤٨٢٤٩- ٤٨٢٣٢) پس از اين به ذكر فضايل پيامبر (ص) كه به اين دين الهى برانگيخته شده مىپردازد، تا يكايك نعمتهاى خداوند را به آنها يادآورى فرمايد، و براى اين كه شرف و برترى پيامبر (ص) را به آنها گوشزد سازد، نخست اوضاع و احوال دنيا را در هنگام بعثت بيان مىكند و مىفرمايد:
١- انقطاع دنيا نزديك شده و آخرت و نشانههاى آن رو آورده بود.
ما اين گفتار امام (ع) را در آن جا كه فرموده بود: ألا و إنّ الدّنيا قد أدبرت و آذنت بوداع (آگاه باشيد دنيا پشت كرده، و بدرود را گوشزد مىكند) توضيح دادهايم، و خلاصه اين است كه احتمال دارد مراد به پايان رسيدن دنيا و از ميان رفتن آن بطور كلّى باشد و هم ممكن است مقصود خاتمه يافتن دنياى هر يك از امّتها و فرا رسيدن آخرت آنها به سبب مرگ و انقراض آنهاست، واژه إطّلاع چنان كه پيش از اين گفته شده استعاره است.
(٤٨٢٥٤- ٤٨٢٥٠) ٢- خرّمى و شكوه دنيا پس از درخشندگى تاريك شده بود، منظور از اين سخن تابش انوار پيامبران پيشين و روشنى شرايع و احكام آنهاست، و مراد از تاريكى آن در هنگام بعثت پيامبر (ص) كهنگى و تباهى آثار اين پيامبران است.
(٤٨٢٥٩- ٤٨٢٥٥) ٣- دنيا مردم خود را دچار سختى ساخته بود، جمله قامت بأهلها على ساق كنايه از اين است كه دنيا سختيهايش را پديدار ساخته، و فتنهها را ميان مردم آن برانگيخته بود، و اشاره به گسيختگى نظام اجتماع عرب و جنگها و غارتگريهايى است كه در ميان آنان متداول و آنها را در آستانه نابودى قرار داده بود.
(٤٨٢٦٣- ٤٨٢٦٠) ٤- بستر دنيا خشن و ناهموار شده بود، اين سخن اشاره به عدم آرامش و