ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٣٨ - ترجمه
إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى لَا يَخْفَى عَلَيْهِ- مَا الْعِبَادُ مُقْتَرِفُونَ فِي لَيْلِهِمْ وَ نَهَارِهِمْ- لَطُفَ بِهِ خُبْراً وَ أَحَاطَ بِهِ عِلْماً أَعْضَاؤُكُمْ شُهُودُهُ- وَ جَوَارِحُكُمْ جُنُودُهُ وَ ضَمَائِرُكُمْ عُيُونُهُ وَ خَلَوَاتُكُمْ عِيَانُهُ (٤٨٨٣١- ٤٨٥٣١)
[لغات]
(ربق): جمع ربقه به معناى حلقه طناب است (جمّة): گودال پر از آب، با حاء هم روايت شده است و هر دو يك معنا دارد.
(درن): چرك (اقتراف): به دست آوردن (نصب): زحمتكش
[ترجمه]
«امر نماز را مواظب باشيد، و بر آن محافظت كنيد، و زياد به جا آوريد، و به وسيله آن به خداوند تقرّب جوييد، زيرا نماز وظيفهاى است كه بر مؤمنان واجب و معيّن گرديده است، آيا پاسخ دوزخيان را به هنگامى كه از آنها پرسش شد: «چه چيز شما را به دوزخ در آورد؟» نمىشنويد كه گفتند: «از نماز گزاران نبوديم»، نماز گناهان را به مانند برگ درختان مىريزد، و همچون قيد و بندى كه از گردن برداشته شود انسان را از گناه رها مىسازد، پيامبر گرامى كه درود خدا بر او و خاندانش باد نماز را به چشمه آب گرمى تشبيه فرموده كه بر در خانه كسى باشد، و او در شبانه روز پنج بار خود را در آن بشويد، پس بىگمان ديگر چركى بر او باقى نمىماند، گروهى از مؤمنان حقّ نماز را شناختهاند كه زيب و زيورها، و نور چشمها يعنى مال و فرزند، آنها را از آن باز نمىدارد و خداوند سبحان مىفرمايد: «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ» [١] پيامبر خدا (ص) با اين كه به بهشت مژده داده شده بود، براى اجراى دستور خداوند كه فرموده است: وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها [٢] خود را در اين باره به رنج مىافكند، و
[١] سوره نور (٢٤) آيه (٣٧) يعنى: ... مردانى كه تجارت و داد و ستد، آنها را از ياد خدا و بر پا داشتن نماز و دادن زكات غافل نمىكند.
[٢] سوره طه (٢٠) آيه (١٣٢) يعنى: ... و خانواده خود را به نماز دستور ده و بر آن شكيبا باش.