ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٣٩ - فرموده است أيها اليفن الكبير تا السواعد
خويشتن رحم كرد، و خلاصهاش اين است كه شما خود را در برابر كارهايى كوچكتر آزموده و بىتابى خود را ديده و دانستهايد، و روشن است آن كسى كه در برابر اين گونه ناراحتيهاى خرد و اندك جزع و ناشكيبايى مىكند، به طريق اولى در ميان دو طبقه آتش كه همخوابه سنگ سوزان و همنشين شيطان است بىتاب و ناشكيبا خواهد بود، چنان كه خداوند متعال فرموده است: «وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ^ [١]» و در باره همنشينى شيطان فرموده است: «فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ. وَ جُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ [٢]» و لشكريان ابليس همان شيطانها هستند، همچنين فرموده است: «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ [٣]» تا آن جا كه فرموده است: «وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ [٤]».
(٤٠٠٢٣- ٤٠٠٠٣)
فرموده است: أعلمتم أنّ مالكا ... تا زجرته.
آنچه در باره آتش دوزخ فرموده از صفات آتش محسوس اين جهان است و ذكر اينها براى بيم دادن و ترسانيدن شنوندگان از آتش سوزان جهنّم است.
(٤٠٠٤٥- ٤٠٠٢٤)
فرموده است: أيّها اليفن الكبير ... تا السّواعد.
در اين گفتار روى خطاب به پير سالخورده است كه پايش به گور نزديكتر و براى او سزاوارتر است كه دست از گناه باز دارد، پرسش آن حضرت از چگونگى حال او در برابر عذابهاى خداوند بر سبيل سرزنش و نكوهش وى در ارتكاب گناه است، طوق آتش محسوس معلوم است، و طوق آتش معقول عبارت است از تسلّط هيأت بدنى حاصل از اعمال انسان بر گردن او، و در آمدن قيد و زنجيرهاى آن بر
[١] سوره بقره (٢) آيه (٢٤) يعنى: ... هيزم آن، مردم و سنگهاست.
[٢] سوره شعراء (٢٦) آيه (٩٤) يعنى: (در اين هنگام) همه آن معبودان با گمراهان به دوزخ افكنده مىشوند، و همچنين همگى لشكريان ابليس.
[٣] سوره زخرف (٤٣) آيه (٣٦) يعنى: هر كس از ياد خدا روبگرداند شيطانى را بر او بگماريم كه پيوسته همنشين او باشد.
[٤] سوره زخرف (٤٣) آيه (٣٩) يعنى: هرگز (اين گفتگوها) امروز براى شما سودى ندارد زيرا ستم كردهايد و همه در عذاب شريك يكديگرند.