ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٢٥ - پس از اين فرموده است ناصرنا و محبنا تا آخر
چنان كه پيش از اين در آن جا كه فضايل آن حضرت را نام بردهايم در اين باره سخن راندهايم، واژه شجره و معادن و ينابيع همان گونه كه سابقا گفته شده استعارهاند، و چون بطورى كه مىدانيم امير مؤمنان (ع) از اغصان عمده اين شجره طيّبه است و هر شاخهاى از درخت، به نسبت قوّت و قرابتى كه با ساقه و ريشه دارد، و همچنين وضع طبيعى آن مثمر و برومند مىشود لذا با اين استعاره مقدار فضيلت آن بزرگوار و نسبت آن حضرت با پيامبر اكرم (ص) دانسته مىشود.
(٢٢٣٠١- ٢٢٢٩١)
پس از اين فرموده است: ناصرنا و محبّنا ... تا آخر.
اين گفتار براى جلب يارى و محبّت مردم است، و با ذكر وعده رحمت و افاضه بركت از جانب پروردگار، آنان را براى نصرت خويش دعوت، و از دشمنى و كينهورزى نسبت به او كه موجب خشم و نزول عذاب پروردگار است بر حذر مىدارد، و شايد منظور امام (ع) از ذكر فضايل خود، همين مطلب بوده است. توفيق و دور ماندن از گناه بسته به يارى خداست.