ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٠٣ - شرح
(١١٥٨) ١٥٨- از خطبههاى آن حضرت عليه السّلام است:
وَ لَقَدْ أَحْسَنْتُ جِوَارَكُمْ- وَ أَحَطْتُ بِجُهْدِي مِنْ وَرَائِكُمْ- وَ أَعْتَقْتُكُمْ مِنْ رِبَقِ الذُّلِّ وَ حَلَقِ الضَّيْمِ- شُكْراً مِنِّي لِلْبِرِّ الْقَلِيلِ- وَ إِطْرَاقاً عَمَّا أَدْرَكَهُ الْبَصَرُ- وَ شَهِدَهُ الْبَدَنُ مِنَ الْمُنْكَرِ الْكَثِيرِ (٣٢٥٦٢- ٣٢٥٣١)
[ترجمه]
«من همسايه نيكويى برايتان بودم، و با توان خود شما را از پشت سر پاسدارى كردم، و از بند ذلّت و زنجير ستم شما را رهايى دادم، نيكى اندك شما را سپاسگزارم، و از كارهاى زشت بسيارى كه به چشم ديده و در حضور من واقع شده چشم مىپوشم.»
[شرح]
(٣٢٥٦٢- ٣٢٥٣١) جمله أحطت بجهدي من ورائكم اشاره به حفظ و حراست آن حضرت از آنان است، و منظور از آزاد ساختن آنها از بند ذلّت و زنجير ستم، حمايت آن بزرگوار از آنان در برابر دشمنان، و عزّت و سربلندى آنها به بركت وجود آن حضرت است، پس از اين امام (ع) سپاس خود را از رفتار نيك اندك آنها اظهار داشته و مراد او آن مقدارى است كه خدا را اطاعت و از او فرمانبردارى كردهاند و هم از اين كه چشم پوشى كرده با مسامحه و عفو از كارهاى زشت بسيارى كه در حضور او انجام دادهاند بر آنها منّت نهاده است.
اگر گفته شود: چگونه براى آن حضرت روا بوده كار ناپسندى را كه مشاهده