ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٦٨ - ٢٨ - فرموده است إن كان في الغافلين تا لم يكتب من الغافلين
است، و اين انگيزه همان دشمنى با كسى است كه مىتواند بر او تعدّى و ستم روا دارد.
(٤٦٨٥٨- ٤٦٨٥٤) ٤٠- به خاطر كسى كه با او دوستى دارد گناه نمىكند، اين گفتار صفت زشت فجور را كه عبارت از پيروى از هوسها به خاطر دوستان است از او سلب مىكند، و اين ممكن است بدين صورت باشد كه چيزى را كه دوست او استحقاق آن را ندارد به او ببخشد، يا آنچه را كه سزاى اوست از او دور گرداند، چنان كه قاضيان بدكار و حاكمان ستمكار مرتكب مىشوند، بنا بر اين مسلمانى كه پرهيزگارى را پيشه خود سازد با اين كه انگيزه مبادرت به اين اعمال كه محبّت دوستان است در او موجود است دست به اين كارها نمىزند، بلكه در بكار بردن عدالت با همگان يكسان رفتار مىكند.
(٤٦٨٦٤- ٤٦٨٥٩) ٤١- پيش از آن كه بر ضدّ او گواهى دهند حقّ را اعتراف مىكند، براى اين كه او پرهيز دارد از اين كه دينش به دروغ آلوده شود، زيرا زمانى به گواهى دادن نياز مىافتد كه حقّ انكار شود، و انكار حقّ دروغ است.
(٤٦٨٦٨- ٤٦٨٦٥) ٤٢- امانتهايى را كه در دست اوست ضايع نمىكند، و در آنچه دين و كتاب خدا حفظ و نگهبانى آن را از او خواسته است كوتاهى نمىورزد، زيرا پرهيزگارى و لزوم حفظ حدود الهى او را از اين كار، باز مىدارد.
(٤٦٨٧٣- ٤٦٨٦٩) ٤٣- آيات و احكام خداوند و عبرتها و مثلهايى را كه دانسته از ياد نمىبرد، و به كار بستن آنها را ترك نمىكند، زيرا اينها را پيوسته در برابر چشمان خود دارد و پياپى از دل مىگذراند، و براى اداى آنچه از او خواسته شده به كار مىبندد.
(٤٦٨٧٧- ٤٦٨٧٤) ٤٤- لقب بد به ديگران نمىدهد، براى اين كه توجّه دارد كه خداوند در قرآن كريم از آن نهى كرده و فرموده است: «وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ» [١] و راز آن را مىداند كه اين كار سبب بر انگيختن فتنه و پديد آمدن دشمنى در ميان مردم
[١] سوره حجرات (٤٩) آيه (١١) يعنى: و با لقبهاى زشت يكديگر را ياد نكنيد.