ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠ - شرح
اين است كه به هيچ روى تفكّر و انديشه در خور واجب الوجود نيست، و هر دو مقدّمه در اين قياس روشن و بديهى است، چنان كه پيش از اين مكرّر گفته شده است.
٤- اين كه علم خداوند اعماق پردههاى غيب را مىشكافد، و اين بيان اشاره است به اين كه دانش او هر پنهان و ناديده را فرا مىگيرد به گونهاى كه هيچ چيز از او پوشيده نيست و هيچ حاجبى مانع نفوذ علم او نمىباشد.
٥- اين كه بر انديشههاى پيچيده و نهفتههاى باطن موجودات احاطه دارد به اين معناست كه دقيقترين رازهاى درون دلها را مىداند، چنان كه خداوند متعال فرموده است: «يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى [١]».
از اين خطبه است كه در باره پيامبر اكرم (ص) فرموده است:
اخْتَارَهُ مِنْ شَجَرَةِ الْأَنْبِيَاءِ- وَ مِشْكَاةِ الضِّيَاءِ وَ ذُؤَابَةِ الْعَلْيَاءِ- وَ سُرَّةِ؟ الْبَطْحَاءِ؟ وَ مَصَابِيحِ الظُّلْمَةِ- وَ يَنَابِيعِ الْحِكْمَةِ (٢١٠٥٠- ٢١٠٣٢)
[لغات]
(ذؤابة): موهاى افراشته (گيسو) (سرّة الوادي): بهترين جاى درّه (بطحاء مكّة): سرزمين هموار مكّه
[ترجمه]
«او را از تبار پيامبران، از كانون نور، از شريفترين دودمانها، از مركز بطحاء، از چراغهاى روشنى بخش تاريكيها و از سرچشمههاى حكمت برگزيد.»
[شرح]
(٢١٠٥٠- ٢١٠٣٢) در اين بخش استعاراتى است:
١- واژه «شجرة» براى طايفه پيامبران استعاره شده است، و وجه مشابهت
[١] سوره طه (٢٠) آيه (٧) يعنى ... او نهان و مخفىترين امور جهان را مىداند.