ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥١٨ - فرموده است و كذلك من عظمت الدنيا تا آخر
از علّت قريب اين امر است و تمام علّت آن، حقير شمردن وعدههاى آخرت در مقايسه با لذّات دنياست و نيز آنچه باعث اين علّت است تمايل انسان به بهرهگيرى كامل از لذّات دنياست كه حقيقت دارد و موجود است، و عدم حضور لذّاتى است كه وعده داده شده و انسان از آنها بر حسب تعريف و توصيف، تصوّرى ضعيف دارد، و آنچه از آن در ذهن انسان مىباشد اين است كه چيزهايى كه در آخرت وعده داده شده شبيه لذّاتى است كه انسان هم اكنون در دسترس خود دارد، از اين رو لذّتهاى گذراى دنيا در نظر آنها بزرگتر و در دلهاى آنها راسختر است و در نتيجه دنيا را بر مىگزينند و از غير آن مىبرند، و خود را بنده آن مىگردانند.
هدف از اين توبيخ و نكوهش رهانيدن مردم از دنيا، و ايجاد رغبت در آنهاست نسبت به آنچه خداوند وعده داده است و به همين مناسبت در پى اين سخنان به ذكر احوال پيامبر گرامى (ص) و ديگر پيامبران كه پيشوايان بشرند و دنيا را ترك و از آن اعراض كردهاند پرداخته است، زيرا آنها براى مردم كاملترين نمونهاند چنان كه خداوند متعال فرموده است: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ [١]» همچنين روش آنها دليل كامل بر زشتى و نقص دنيا و بسيارى بديها و رسواييهاى آن است، اين كه فرموده است: اذ قبضت عنه أطرافها تا جمله: و خادمه يداه اشاره به چگونگى دلايل حقارت و پستى دنياست، قبض اطراف كنايه از اين است كه خداوند دنيا را بكلّى از پيامبر (ص) به دور داشت و چون آماده براى آن نشده بود آن را نپذيرفت، و وطّئت لغيره أكنافها اشاره است به اين كه خداوند دنيا را براى مردمى غير از او رام و همواره ساخته مانند پادشاهان، واژه فطم (از شير بريدن) را به مناسبت بريدن آن حضرت از دنيا استعاره فرموده، همچنين واژه رضاع را استعاره آورده، بدين مناسبت كه دنيا شبيه مادر و او به منزله فرزند آن است، وجه مشابهت روشن است.
[١] سوره أحزاب (٣٣) آيه (٢١) يعنى: براى شما در زندگانى پيامبر خدا (ص) سرمشقى نيكو بود.