ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥٧ - فرموده است فإنه منها قدم و إليها ينقلب
اخلاق فاضله و اعتقادات حقّهاى كه مطابق با خواست خداوند است.
(٣١١٥٩- ٣١١٣٧)
٢- هم كنوز الرّحمان
يعنى: آنان گنجينههاى علوم پروردگار، و خزاين مكارم اخلاقند، و آنچه را خداوند به انجام دادن آنها فرمان داده نزد آنان است.
٣- گفتار آنها مقرون به صدق و راستى است.
٤- حكمت به آنها اختصاص دارد، اگر آنان از آن دم فرو بندند، كسى را ياراى آن نيست كه از آن سخن گويد و بر آنان پيشى گيرد، از اين رو سخن گفتن و خاموشى آنها به مقتضاى حكمت، و سكوت آنان در موضع و محلّ خود مىباشد.
بيان اين فضايل براى خود و خاندانش بدين منظور است كه توجّه شنوندگان را براى شنيدن سخنان خويش، جلب و آنان را به پذيرفتن دعوتش براى سلوك در راه خدا وادار كند، از اين رو به دنبال اين سخنان به جمله: فليصدق رائد أهله [١] تمثّل جسته است و با اين مثل اشاره بدين مطلب فرموده كه كسى كه نزد ما حاضر مىگردد تا ما را رهبر و راهنماى خود قرار دهد بايد با وى در امرى كه موجب كمك به اوست، سخن به راستى گفته شود، كه ما مردان حقّ و چشمه سارهاى علوم و حكمت، و راهنمايان به سوى پروردگاريم، همچون رائد كه در پيشاپيش كاروان براى يافتن آب و گياه حركت مىكند و هنگامى كه مژده يافتن آنها را مىدهد به كاروانيان نبايد جز به راستى سخن گويد و بايد در آنچه مىگويد خرد خود را به كار گيرد تا آنچه را ادّعا مىكند درست دانسته شود و باور گردد.
سپس امام (ع) به ايراد سخنانى كه در خور مقام والاى اوست مىپردازد كه عبارت است از بيان احوال آخرت، و اين كه خردمند بايد خود را فرزند آخرت بداند، وجه استعاره فرزند آخرت بودن، جمله زير است:
(٣١٢٢٢- ٣١١٦٠)
فرموده است: فإنّه منها قدم و إليها ينقلب.
يعنى همچنان كه كودك از مادر پا به عرصه وجود مىگذارد، و محبّت و
[١] رائد (كسى كه در طلب آب و گياه پيشاپيش كاروان فرستاده مىشود) بايد به مردم خود راست گويد. (مترجم)