ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٣٢ - فرموده است أما إنه ليس بين الباطل و الحق إلا أربع أصابع،
ظاهرش محفوظ و به صلاح و ديندارى مشهور است به عيب و نقصان در دين متّهم كند، و اين عبارت دلالت دارد كه علاوه بر جايز نبودن غيبت، شنيدن آن نيز منع شده است، و آيه شريفه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ [١]» اشاره به همين مطلب دارد، سپس با ايراد تمثيل امكان خطاى كسانى را كه به بدگويى و غيبت مردم مبادرت مىورزند يادآورى و فرموده است: تيرانداز گاهى تيرش به خطا مىرود، جهت مطابقت اين مثل با احوال كسانى كه به غيبت مردم مىپردازند اين است كه گاهى از اوقات كسى كه مورد عيبجويى ديگرى قرار گرفته از آن عيب بكلّى پاك است و در اين صورت آنچه در باره او گفته شده صائب و مطابق با واقع نيست و مانند تيرى است كه رها شده ولى به هدف نخورده باشد، بنا به روايت اين كه يحيك الكلام درست باشد، معنايش اين است كه تيرگاهى خطا مىكند و مؤثّر واقع نمىشود، ولى سخن در همه احوال اثر خود را مىبخشد اگر چه حق و مطابق با واقع نباشد، زيرا آبروى انسان را مخدوش و او را از نظر كسانى كه به درستى وى را نمىشناسند آلوده و چركين خواهد ساخت.
(٢٨٢٤٠- ٢٨٢٣٢)
فرموده است: و باطل ذلك يبور و اللّه سميع و شهيد.
اين سخن مبتنى بر تهديد است، و ثمره گفتار دروغى را كه گوينده از نظر منافع ناپايدار مالى يا حيثيّتى و امثال اينها گفته تحقير كرده، و آن را در برابر عقوبتهاى بزرگ الهى و خشم پايدار خداوند ناچيز شمرده است، زيرا اين كه خداوند سميع و شهيد است يعنى شنوا و آگاه است مستلزم شمول خشم خداوند نسبت به غيبت كننده است، و خشم خداوند نيز مستلزم كيفر و عذاب اوست.
(٢٨٢٧٥- ٢٨٢٤١)
فرموده است: أما إنّه ليس بين الباطل و الحقّ إلّا أربع أصابع،
[١] سوره حجرات (٤٩) آيه (٦) يعنى: اى كسانى كه ايمان آوردهايد اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد در باره آن تحقيق كنيد مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد كه پس از آن دچار پشيمانى شويد.