ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٢٧ - فرموده است فكيف بالغائب
اگر او را به سبب گناهى عيبجويى كرده كه خود مانند آن يا بزرگتر از آن را مرتكب شده است، بر اوست كه به سرزنش خويش پردازد، و اين امر او را از نكوهش ديگران باز دارد، و اگر گناه كسى كه مورد عيبجويى اوست از گناه او كوچكتر است حقّ چنين كارى را ندارد، زيرا با توجّه به اين كه خود او آن گناه را به جا آورده، مرتكب غيبت شده و يكى از معاصى كبيره را به عمل آورده است.
اين كه فرموده است: جرأت به عيبجويى و بازگويى گناه ديگران، در نزد خداوند گناهى بزرگتر است، يا براى مبالغه در نكوهش اين گناه است، و يا به سبب اين است كه آثار زشتى كه بر ديگر محرّمات مترتّب مىشود كمتر از مفاسدى است كه در نتيجه غيبت و بدگويى مردم از يكديگر در جامعه پديد مىآيد، زيرا يكى از مقاصد مهمّ شارع مقدّس ايجاد وحدت و هماهنگى در جامعه و همسو كردن مردم به وسيله اجراى اوامر و نواهى خداوند براى حركت در راه اوست، و اين غرض هنگامى تحقّق پيدا مىكند كه همكارى و همدلى و الفت و محبّت در ميان مردم برقرار باشد، و همگى يكدل و يك جهت مانند يك بنده فرمانبردار در خدمت آقا و مولاى خود باشند، و دلهاى آنها از زنگار كينه و دشمنى و حسد و مانند اينها پاك باشد و چون بدگويى از ديگران، نشانه كينه و باعث اين است كه كسى كه مورد غيبت قرار گرفته نيز به بدگويى از غيبت كننده خود بپردازد، و دامنه اين فساد، گسترش يابد، و اين كاملا ضدّ مقصود شارع مقدّس است لذا اين عمل مفسدهاى بزرگ و اجتماعى به شمار آمده است، به همين سبب در قرآن كريم و احاديث نبوى از آن نهى بسيار شده است، چنان كه در قرآن كريم است كه «وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً [١]» و تا آن اندازه در اين باره تأكيد وارد شده كه در قرآن براى آن بخش از آبروى انسان كه بر اثر غيبت تضييع مىشود، واژه لحم (گوشت) استعاره شده و براى بيان شدّت كراهت و زشتى اين عمل صفت مرده به
[١] سوره حجرات (٤٩) آيه (١٢) يعنى: هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند.