ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦١٩ - شرح
شكنان انجام گرفته مباح بوده، در حالى كه خداوند چنين اعمالى را حرام فرموده است لذا اين اعتقاد آنها به منزله اعتقاد به مباح بودن زنا و جواز شرب خمر مىباشد.
قطب راوندى [١] كه يكى ديگر از شارحان نهج البلاغة مىباشد گفته است:
جواز قتل آنها به سبب اين است كه آنان داخل در عموم آيه شريفه: «إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا [٢] ...» بوده و از مصاديق آن مىباشند، زيرا آنها با خدا و پيامبرش (ص) به جنگ برخاستند و جنگ با على (ع) جنگ با پيامبر (ص) است، چنان كه آن حضرت فرموده است: حربك يا علىّ حربي ديگر اين كه در زمين به ايجاد فساد و تباهى پرداختند، ابن ابى الحديد به اين پاسخ اعتراض كرده گفته است: اشكال در جواز قتل همه سپاهيان است به جرم اين كه از كشتن يك تن مسلمان جلوگيرى نكردند، و تعليلى كه در سخن امام (ع) براى روا بودن اين امر شده، عدم انكار منكر است نه شمول آيه شريفه.
آنچه من در اين باره مىگويم اين است كه پاسخ دوّم قويتر و پاسخ نخستين ضعيف است، زيرا اگر چه كشتن كسى كه معتقد به مباح بودن آنچه حرمت آن از ضروريّات دين است مانند زنا و شرب خمر، واجب است ليكن نمىتوانم بگويم اين وجوب شامل كسى است كه از طريق تأويل آيات، محرّماتى از دين را حلال بداند مانند وجوب كشتن اين سپاهيان به سبب كشتارى كه كرده و طغيانى كه
[١] ابو الحسين سعيد بن هبة اللّه بن حسن معروف به قطب راوندى از فقها و ثقات و اعيان شيعه است، شرح او بر نهج البلاغة در ده مجلّد به نام منهاج البراعه موسوم است، و آثار بسيار ديگرى دارد، وى از مردم راوند است كه يكى از قراى كاشان مىباشد، در سال ٥٧٣ ه در گذشته و در قم مدفون شده است.
فرهنگ دهخدا (مترجم).
[٢] سوره مائده (٥) آيه (٣٣) يعنى: كيفر آنها كه با خدا و پيامبر به جنگ بر مىخيزند و در روى زمين دست به فساد مىزنند جز اين نيست كه كشته شوند ...