ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٧٣ - ترجمه
[لغات]
(ذاد): دور كرد (أسحق المزار): دورترين ديدارگاه، سحق، با ضمّ به معناى دور است همچنين با ضمّ حاء.
(يعمدونكم): شما را پريشان و گرفتار مىسازند، (العماد): كار سخت و دشوار (إلحاف): اصرار زياد (أعلاق): جمع علق، كالاى گرانبها (أضلعوا): كج و منحرف ساختند، ضلع: كج، ضلع: به فتح لام كجى طبيعى و خلقتى (حمة): با تشديد زبانه آتش، با تخفيف، نيش كژدم.
(غمرة): بيشترين هر چيز (يرصدونكم): در كمين شما مىنشينند و انتظار مىكشند (ضرّاء): درختان درهم پيچيدهاى كه انسان را در خود پنهان سازد (شجو): اندوه (تمويه): تزوير و چيزى را بر خلاف واقع جلوه دادن (لمة): با تخفيف، دسته و گروه
[ترجمه]
«خدا را سپاس مىگزاريم كه ما را به فرمانبردارى خويش توفيق داده، و از نافرمانى بازداشته است و از او درخواست مىكنيم كه نعمتش را كامل گرداند، و دست توسّل ما را به ريسمان محكمش برساند، و گواهى مىدهيم كه محمّد (ص) بنده و فرستاده اوست كه براى به دست آوردن خشنودى او در امواج سختيها و مشكلات فرو رفت، و جرعههاى پياپى غم و اندوه در اين راه نوشيد، در حالى كه نزديكانش داراى احوالى ناپايدار، و بيگانگان با او بر سر دشمنى و پيكار بودند، اعراب براى تسريع در نبرد با او زمام مركب را رها ساختند و براى شتافتن به جنگ او بر شكم شتران نواختند، تا اين كه دشمنى خود را از دورترين خانهها و پر فاصلهترين جاها به ميدان او در آوردند.
اى بندگان خدا! شما را به تقوا و پرهيزگارى سفارش مىكنم، و از اهل نفاق و دو رويى بر حذر مىدارم، زيرا آنان گمراه و گمراه كنندهاند، لغزيدهگانند و ديگران را مىلغزانند، به رنگهاى گوناگون در مىآيند و به هر وسيله و با هر زبان در صدد فريفتن شمايند، و در هر فرصتى شما را هدف خود قرار داده، و در هر كمينگاهى در كمين شما نشستهاند، دلهايشان بيمار و ظاهرشان از نشانههاى آن پاك است، پنهانى به سوى مقاصد خويش گام بر