ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٥٣ - ١٠ - واژههاى غذاء و سمام را براى لذات دنيا استعاره آورده است،
بود، امام (ع) ايمنى را به بال و بيم را به شهپرهاى آن نسبت داده تا زيادتى خوف را بر ايمنى برساند.
(٢٢٦٥٤- ٢٢٦٤٧)
٧- در جمله لا خير في شيء من أزوادها إلّا التَّقوى
يعنى: جز تقوا هيچ خير و فايدهاى در زاد و توشه دنيا نيست، چيزى را استثنا فرموده كه غرض اصلى در آفرينش جهان بوده و در همين دنيا موجود است، و آن تقوايى است كه انسان را به مرتبه قرب پروردگار برساند، و اين كه تقوا را از جمله زاد و توشه دنيا شمرده براى اين است كه آن را جز در دنيا نمىتوان به دست آورد، و امام (ع) پيش از اين در گفتار خود بدان اشاره و فرموده است: فتزوّدوا من الدّنيا ما تحررون به أنفسكم غدا يعنى: از دنيا توشهاى برگيريد كه در فرداى قيامت شما را حفظ و نگهدارى كند و آشكار است كه در هر چه غير از تقوا و پرهيزگارى است، و خير و فايدهاى نيست زيرا فانى و از ميان رفتنى است و براى آخرت نيز زيانبار است.
(٢٢٧٠١- ٢٢٦٥٥)
٨- من أقلّ منها استكثر ممّا يؤمنه:
هر كس بهره كمتر از آن برگرفت، از آنچه او را ايمن مىگرداند بيشتر برخوردار شد، مراد اختيار زهد در دنياست، و پيش از اين گفته شد كه چگونه مىتوان از عذاب خداوند ايمنى يافت، و مراد از عبارت: و من استكثر منها استكثر ممّا يوبقه يعنى: هر كس بهره بيشتر از آن برد، به آنچه او را هلاك مىسازد بيشتر گرفتار شده است، ملكات بد و صفات زشتى است كه از دلبستگى به خوشيها و لذّات زودگذر و ناپايدار دنيا پديد مىآيد و پس از زوال آنها و رفتن از دنيا موجب هلاكت و نابودى اوست.
(٢٢٧٠٧- ٢٢٧٠٣)
٩- واژه عذب (گوارايى) و حلو (شيرينى) را براى لذّات دنيا،
و الفاظ اجاج (شورى) و صبر (تلخى) را براى بيمارى و دگرگونيهايى كه خوشيها و لذّات آن را تيره و مكدّر مىسازد، استعاره فرموده، و وجه تشبيه اشتراك آنها در احساس لذّت و الم است.
(٢٢٨٠٥- ٢٢٧٠٩)
١٠- واژههاى غذاء و سمام را براى لذّات دنيا استعاره آورده است،
سمام جمع سمّ است كه به معناى زهر مىباشد، و وجه مشابهت آن با لذّتهاى دنيوى اين