ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٥ - فرموده است لافتراق الصانع و المصنوع تا و المربوب
لمس با حواسّ و در حجاب قرار گرفتن از لواحق امور ممكن و مصنوع است، و چيزهايى است كه شايسته ممكنات و سزاوار آفريدگان مىباشد، امّا وجود لا يزالى كه هيچ گونه شبيه و مانندى ندارد، منزّه از درك با حواسّ بوده و برتر از اين است كه چيزى مانع ظهور و پيدايى او شود، و اينها از ويژگيهاى صانع اوّل و واجب الوجود است، و او است كه بدينها سزاوار، و اوصاف او با صفات ممكنات در تضادّ مىباشد، مراد از حادّ آفريننده حدود و نهايات است كه در اين مورد صانع گفته مىشود و مفهوم صفت صانع غير از صفت ربّ است، زيرا در مفهوم ربوبيّت مالكيّت داخل است ليكن در معناى صنع مالكيّت دخالت ندارد.
ششم: در باره يگانگى خداوند است كه برهان آن پيش از اين ذكر شد.
اين كه فرموده است: وحدانيّت خداوند، وحدت عددى نيست، مراد اين است كه يگانگى او به معناى وحدتى كه مبدأ كثرت و شمارش است نيست، چنان كه واحد در آغاز اعداد است، و همان گونه كه پيش از اين گفتهايم واحد، مشترك لفظى است و معانى بسيارى دارد، و توضيح دادهايم كه اطلاق واحد بر خداوند متعال داراى چه معناست، و روا نيست وحدانيّت خدا به معناى واحدى كه مبناى عدد است، باشد، بلكه مدلول آن اين است، كه خداوند را در وجود، ثانى و تالى نيست، و در ذات او به هيچ روى كثرت ذهنى و خارجى وجود ندارد، و همه كمالات در او موجود است، و آنچه شايسته ذات مقدّس اوست با لذّات و بالفعل داراست.
هفتم: اين كه خداوند متعال در آفرينش آفريدگان منزّه از حركت و تحمّل زحمت است، و ما در ذيل خطبه اوّل شرح آن را داده و متذكّر شدهايم كه اينها از لواحق جسم است و خداوند متعال از جسميّت و عوارض آن منزّه است.
هشتم: اين كه خداوند شنواست نه به آلت، يعنى نه به وسيله گوش، در ضمن شرح خطبه اوّل اين معنا توضيح داده شده است.
نهم: اين كه خداوند بيناست نه به تفريق آلت و نظر انداختن، تفريق آلت،