ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥١٢ - ترجمه
خداوند نخواست، زيرا او گياه زمين را مىخورد، و از بسيارى لاغرى و فرو ريختن گوشت بدنش سبزى گياه از پشت پرده شكمش ديده مىشد.
و چنانچه بخواهى روش سوّمين پيامبر را برايت بازگو كنم، يعنى داود (ع) كه درود خدا بر او باد، داراى مزامير و قارى بهشتيان، او به دست خويش از ليف خرما زنبيلها مىبافت و به همنشينان خود مىگفت كدام يك از شما اينها را برايم مىفروشد؟ وى از بهاى آنها گرده نان جوى فراهم مىكرد و مىخورد.
و اگر بخواهى در باره عيسى بن مريم عليه السلام سخن بگويم، او سنگ را بالش خود قرار مىداد و جامه زبر مىپوشيد و طعام خشن مىخورد و نان خورش او گرسنگى بود، چراغ شبش مهتاب، و سر پناهش در زمستان خاوران و باختران (اين طرف و آن طرف) زمين بود، ميوه و سبزى خوشبوى او گياهى بود كه از زمين براى چهار پايان مىروييد، او نه همسرى داشت كه وى را شيفته خود كند و نه فرزندى كه او را دچار اندوه سازد، و نه مالى كه او را به خود مشغول گرداند و نه طمعى كه وى را به خوارى افكند، پاهايش مركب او و دستهايش خدمتكار وى بود.
از پيامبر پاك و پاكيزه خود كه درود خدا بر او و خاندانش باد پيروى كن، زيرا او نمونه است براى كسى كه بخواهد تأسّى كند، و انتسابى شايسته است براى كسى كه بخواهد منتسب شود، محبوبترين بندگان نزد خداوند كسى است كه به پيامبر او اقتدا كند، و به دنبال او گام بردارد. او لقمه دنيا را با اطراف دندان مىخورد (نه به پرى دهان)، و به دنيا توجّهى نداشت. از همه مردم دنيا بيشتر پهلويش از آن تهى، و شكمش از همگان گرسنهتر بود، دنيا به او پيشنهاد شد ليكن از پذيرفتن آن خوددارى كرد، او آن چيزى را كه خداوند دشمن داشته، دانست و دشمن داشت، و آنچه را خداوند حقير شمرده او نيز حقير شمرد، و چيزى را كه خداوند خرد و كوچك دانسته او نيز خرد و ناچيز مىدانست. و اگر در ما جز دوستى آنچه را خدا و پيامبرش دشمن داشته و بزرگداشت آنچه را كه خداوند كوچك و حقير شمرده چيز ديگرى نبود براى