ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٧٥ - فرموده است و خلعت إليه العرب تا رواحلها
است، و يا اين كه دست او را از وصول به اسبابى كه وى را به معصيت مىكشاند و به گناه وادار و آماده مىكند كوتاه مىسازد كه البتّه همه اينها از عنايات اوست.
پس از اين از خداوند دو چيز را درخواست مىكند، نخست اين نعمت را كه به تقديم شكر آن پرداخته است كامل گرداند، چنان كه خود فرموده است: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ» ديگر توفيق تمسّك به ريسمان محكم الهى يعنى دين قويم اوست كه هر كس به آن چنگ زند او را از در افتادن در پرتگاه نابودى و ژرفناى دوزخ نگه مىدارد.
سپس به رسالت آسمانى پيامبر اكرم (ص) گواهى مىدهد، و به شرح احوال آن حضرت در اداى اين رسالت مىپردازد، واژه غمرة را براى سختيهاى بسيار و ناگواريهاى زياد كه از هر سو در آغاز بعثت به آن بزرگوار رو آورده بود استعاره فرموده است، زيرا اين حوادث انبوه به آبى كه بر رويهم انباشته و متراكم شود شباهت داشته است، واژه خوض (فرو رفتن) ترشيح اين استعاره و اشاره به همين رنجهاى بسيار و مصيبتهاى اندوهبارى است كه پيامبر اكرم (ص) در آغاز دعوت خود از مشركان تحمّل فرموده است جمله تجرّع فيه كلّ غصّة كنايه از غمها و اندوههايى است كه بر اثر اين رخدادهاى ناگوار پياپى بر خود هموار مىساخته است، منظور از تلّون ادنين اين است كه دلهاى خويشان پيامبر (ص) در اين هنگام از او برگشته و هر كدام به گونهاى بر ضدّ او دگرگون شده بود، و مقصود از جمله تألّب الأقصون گردهمايى غير اقارب و بيگانگان بر ضدّ او و همدستى آنها با طوايف مختلف عرب از دورترين نقاط عربستان براى جنگ با اوست.
(٤٧٠٨٢- ٤٧٠٧٢)
فرموده است: و خلعت إليه العرب ... تا رواحلها.
دو جمله مذكور دو مثل رايج است كه امام (ع) براى بيان شدّت شتاب اعراب در جنگ با پيامبر (ص) بدانها تمثّل جسته است، براى اين كه اسب در هنگامى كه لجامش رها شود از هر موقع ديگر تيز پاتر و زمانى كه بر شكم شتر سوارى بكوبند از هر زمان ديگر تندروتر است، به علاوه اين مثلها اشاره دارد به