ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٠٧ - فرموده است أضاءت به البلاد بعد الضلالة
پيوند خويشاوندى بريده، و از اسلام جدايى حاصل مىشود، تندرست از آن بيمار و كوچ كننده از آن مقيم است.»
[شرح]
(٣٠١٨٣- ٣٠١٤٣) امام (ع) خطبه خود را با استعانت از پروردگار متعال بر آنچه موجب دفع شيطان و طرد آن مىگردد آغاز فرموده است و اينها همان عبادات و اعمال شايسته است كه باعث راندن و دور شدن شيطان و سركوب آن مىشود، همچنين امام (ع) از دامها و نيرنگهاى شيطان از خداوند درخواست ايمنى كرده است، دامها و نيرنگهاى شيطان شهوات و لذّات دنياست، واژه حبائل را كه به معناى دامهاى صيّادان است از جهت مشابهتى كه با شهوات و لذّات فريبنده دنيا دارد، براى آنها استعاره آورده است، زيرا هر دو مايه از دست رفتن ايمنى و دچار شدن به عذاب و سختى است.
از جمله القاب پيامبر اكرم (ص) كه بدان ستوده مىشود اين است كه نجيب خداوند است يعنى برگزيده اوست، و در اين جا نجيّه (سخنگوى او) نيز روايت شده است، و صفوته يعنى بنده ناب و خالص اوست، لا يوازى فضله يعنى برترى او را هيچ كس دارا نيست، چون كمالاتش در دو نيروى نظرى و عملى اوست كه براى هيچ آفريدهاى حاصل نمىشود، در اين صورت فقدان چنين شخصيتى، جز به ظهور كسى همانند او در ميان مردم جبران نمىشود، و چون در ميان آدميان مانندى ندارد، هيچ چيزى فقدان او را جبران نمىكند.
(٣٠٢٨٢- ٣٠١٨٤)
فرموده است: أضاءت به البلاد بعد الضّلالة.
مراد، ضلالت كفر است، و توصيف اين گمراهى، به صفت ظلمت و تاريكى، براى اين است كه در اين ظلمت، راهى به سوى حقّ وجود ندارد، و اين وصف بر سبيل استعاره است، همچنين ذكر صفت إضاءه براى پيامبر اكرم (ص) نيز استعاره است، زيرا مردم به سبب انوار وجود آن بزرگوار، در امور معاش و معاد خود هدايت يافتند، و نسبت آن به شهرها به طريق مجاز