ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٣١ - فرموده است لا يدخل الجنة إلا من عرفهم و عرفوه
دگرگونى در اوضاع، به انتظار قحطى زدهاى كه چشم به راه باران دارد تشبيه فرموده است، وجه مشابهت، شدّت توقّع و انتظار است، و ممكن است در اين مناسبت لواحق هر دو امر مورد انتظار نيز در نظر گرفته شود، زيرا آنچه آن بزرگوار از دگرگونى اوضاع و انتقال خلافت به خود مىخواهد، گسترش عدالت، و استقرار حقّ در محلّ خود مىباشد، و اين شبيه است به ريزش باران به سرزمين قحطى زده كه موجب پديد آمدن خيرات و بركات مىباشد.
پس از اين امام (ع) به بيان حال ائمّه هدى (ع) و شرح مقام و موقعيّت آنها مىپردازد:
(٣٠٧٤٨- ٣٠٦٥٥)
فرموده است: لا يدخل الجنّة إلّا من عرفهم و عرفوه.
معناى اين عبارت اين است كه مردم هر عصرى وارد بهشت نمىشوند مگر اين كه امام زمان خود را بشناسند و او نيز آنان را بشناسد، و منظور از ائمّه (ع) امامانى است كه از نسل اويند، و معرفت آنها عبارت از شناخت حقّ ولايت و صدق امامت آنهاست، حصر دخول در بهشت به كسانى كه آنها را به حقّ بشناسند و ورود در آتش به كسانى كه آنان را انكار كنند از دو نظر است:
١- بىشكّ دخول در بهشت براى هيچ يك از افراد امّت اسلام حاصل نمىشود مگر اين كه از شريعت پيروى و به احكام آن عمل كند، و اين هم ميسّر نمىشود مگر اين كه دين را بشناسد و به كيفيّت عمل به احكام آن آگاه باشد، و شناخت دين هم جز به روشنگرى صاحب شريعت، و ارشاد و دستور رهبر امّت به دست نمىآيد، و اين نيز منوط به اين است كه مأموم، امام خود را بشناسد، و به حقّانيّت امامت و صدق ولايت او اعتقاد داشته باشد تا اين كه به وى اقتدا و از او پيروى كند، همچنين امام نيز مأموم خود را بشناسد تا به هدايت و ارشاد او بپردازد، بنا بر اين دخول در بهشت مستلزم اين است كه امام، مأمومان و پيروان خود را بشناسد و آنان نيز نسبت به امام شناخت و معرفت داشته باشند.
٢- اين كه معرفت ائمّه (ع) بنا بر رأى آن حضرت كه مشهور و منقول است، و