ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٢٣ - فرموده است أساخ في الحق أسناخها
(٤٨١٤١- ٤٨١٣٨) ٢٣- راه مستقيم آن را كژى نيست، واژه انتصاب را كه ضدّ اعوجاج و كژى است براى مستقيم بودن راه اسلام در رسانيدن انسان به سر منزل حقّ استعاره آورده، زيرا در دنيا تنها راه راست و صراط مستقيم اسلام است.
(٤٨١٤٦- ٤٨١٤٢) ٢٤- اين كه فرموده است در چوب اسلام پيچ و تابى نيست نيز به همين معناست.
(٤٨١٥٠- ٤٨١٤٧)
٢٥- جمله و لا وعث لفجّه
نيز به معناى سخن پيش و در تأكيد آن است.
(٤٨١٥٤- ٤٨١٥١) ٢٦- چراغهايش خاموشى ندارد، منظور از چراغهاى اسلام دانشمندان، و مقصود از خاموشى آنها خالى شدن زمين از آنان است كه در هر دو مورد به طريق استعاره ذكر شده است.
(٤٨١٥٨- ٤٨١٥٥) ٢٧- شيرينى آن را هيچ تلخى نيست، زيرا پرهيزگاران به سبب توجّهى كه به هدف بلند و مقصد عالى خود دارند اسلام در كام آنها آن چنان شيرين است كه هرگز بر اثر رنج اداى تكاليف احساس تلخى نمىكنند.
(٤٨١٦٠- ٤٨١٥٩) ٢٨- فرموده است: او پايههايى است، يعنى اسلام متشكّل از اركانى است، و اين سخن اشاره است به اين كه اسلام مجموعهاى از اجزا مىباشد، مانند شهادتين، و نمازهاى پنجگانه، چنان كه در حديث آمده كه اسلام بر پنج پايه بنا شده است [١].
(٤٨١٦٤- ٤٨١٦١)
فرموده است: أساخ في الحقّ أسناخها
اين گفتار اشاره است بر اين كه پروردگار پايههايى را كه اسلام بدانها استوار است بر اساس حقّ و اسرارى ژرف بنا كرده كه جز اندكى از مردم بر اين رازها آگاه نيستند، و مقصود از اينها اسراى است كه در عبادات موجود است.
(٤٨١٧٢- ٤٨١٦٥) ٢٩- خداوند اسلام را همچون منبعى قرار داده كه چشمههايش سرشار است، سخن مزبور در بيان معرّفى مادّه و محتواى اسلام است كه عبارت از كتاب
[١] بنى الإسلام على خمس.