ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠١ - فرموده است الحمد لله تا الأمر
شهرهاى رسّ كه پيامبران را كشتند، و انوار سنّتهاى فرستادگان خدا را خاموش كردند، و شيوههاى ستمكاران و جبّاران را زنده ساختند كجايند؟ آنانى كه با لشكريان خود به حركت در آمدند، و هزاران نفر را شكست داده و سپاهها گرد آورده و شهرها بنا كردند كجايند؟.»
[شرح]
(٣٨٧٤٢- ٣٨٦٩٩) جوهرى در صحاح نقل كرده است كه نوف بكالى (به فتح با و تخفيف كاف) از اصحاب على (ع) بوده و از ثعلب نقل كرده كه او به قبيله بكاله منسوب است، قطب راوندى گفته كه نسبت او به بكال است و بكيل و بكال هر دو يك چيز و اسم قبيلهاى از همدان است و گفته است كه نام بكيل شايعتر است، عبد الحميد بن ابى الحديد شارح نهج البلاغه گفته است: قول درست غير از اين است كه اين دو تن گفتهاند و صحيح اين واژه بكال به كسر باست كه نام طايفهاى از حمير است و اين شخص كه نام او نوف بن فضاله است از اين طايفه و از اصحاب على (ع) است، و اين اقوال همه بر سبيل احتمال است. امّا جعدة بن هبيره خواهر زاده امير مؤمنان (ع) مادرش امّ هانى دختر ابى طالب بن عبد المطّلب ابن هاشم است و پدرش هبيرة بن ابى وهب بن عمرو بن عابد بن عمران بن مخزوم از اصحاب پيامبر (ص) است.
(٣٨٨٢٩- ٣٨٧٤٩)
فرموده است: الحمد للّه ... تا الأمر.
امام (ع) خداوند را ستايش كرده به اعتبار اين كه همه آثار عالم خلق و امر به او بازگشت دارد و همگى موجودات به او منتهى مىشود، آغاز آنها به صنع و آفرينش او باز مىگردد و فرجام آنها نيز به او پايان مىپذيرد، زيرا او غايت مطلوب و نهايت مقصود همه پويندگان به سوى كمال است، و اوست كه پس از فنا و زوال همه چيز پاينده و پايدار است.
همچنين او را سپاس گفته به اعتبار اين كه او واجب الوجود است و ذاتا استحقاق دوام و بقا دارد و آنچه جز اوست مستحقّ فنا و نيستى است، زيرا بر حسب