ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٤٣ - شرح
(١١٨٣) ١٨٣- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است:
اسْكُتْ قَبَحَكَ اللَّهُ يَا أَثْرَمُ- فَوَاللَّهِ لَقَدْ ظَهَرَ الْحَقُّ فَكُنْتَ فِيهِ ضَئِيلًا شَخْصُكَ- خَفِيّاً صَوْتُكَ حَتَّى إِذَا نَعَرَ الْبَاطِلُ نَجَمْتَ نُجُومَ قَرْنِ الْمَاعِزِ (٤٠٢٦٥- ٤٠٢٤٣)
[لغات]
(برج): با ضمّ با و جيم (أثرم): كسى كه دندان ثناياى او افتاده باشد (نعر): فرياد زد (قبّحه اللّه): خداوند او را از هر خوبى دور گرداند.
(ضئيل): خرد و پست و لاغر (نجم): نمايان شد
[ترجمه]
به هنگامى كه برج بن مسهر طايى كه از خوارج بود، به گونهاى كه آن حضرت بشنود گفت: لا حكم إلّا للّه امام (ع) در پاسخ او فرمود:
«اى دندان شكسته! خاموش باش، خدا تو را زشت گرداند، به خدا سوگند حقّ آشكار شده بود و تو در آن شخصى زبون و ناتوان بودى و آوازى از تو بر نمىآمد تا آن گاه كه باطل بانگ برآورد تو همچون شاخ بز پيدا شدى.»
[شرح]
(٤٠٢٦٥- ٤٠٢١٩) برج از شاعران مشهور فرقه خوارج است، او به گونهاى كه امير مؤمنان (ع) بشنود شعار خوارج (لا حكم إلّا للّه) را سر داد، امام (ع) او را نهيب زد و تقبيح فرمود و براى اين كه او را سرافكنده و شرمنده كند وى را با ذكر نقصى كه در او بود نام برد، و معمول اين است كه اگر بخواهند كسى را كه داراى عيب و نقصى