ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٦ - فرموده است الا إن لكل دم ثائرا تا من هرب
(٢٠٣٦١- ٢٠٣٣٣)
فرموده است: و صادقتموها و اللّه ... تا آن جا كه فرموده است: معدودا.
امام (ع) واژه ظلّ (سايه) را براى دنيا استعاره فرموده و با واژه ممدود (كشيده شده) آن را ترشيح داده و بطور كنايه بنى اميّه را تهديد فرموده است كه سايه، پس از مدّتى از ميان مىرود، سپس واژه شاغر (تهى) را براى زمين استعاره كرده و از اين كه براى آنها خالى از دغدغه و مانع است آن را كنايه قرار داده است، گفته مىشود بقى الأمر الفلانىّ شاغرا برجله و اين را به كسى مىگويند كه او را دوست و حمايت كنندهاى نباشد، و با اين كنايه اشاره فرموده است به خودسرى و وسعت نفوذ اينها در كارها، و مراد از قاده خلفاست، و منظور از سلطه شمشيرها بر خلفا جرأت و حاكميّت بنى اميّه بر آنان است. و مقصود از قبض سيوف رهبران حقّ، عدم قدرت و سلطه بر آنهاست.
(٢٠٤٥٥- ٢٠٣٦٢)
فرموده است: الا إنّ لكلّ دم ثائرا ... تا من هرب.
امام (ع) بنى اميّه را از قهر و عذاب خداوند بيم داده است، و قهر و عذاب خداوند دو واژه كلّى هستند كه صدق تحقّق آنها آشكار است، زيرا پروردگار متعال خود انتقام گيرنده و خونخواه خون هر بىگناهى است كه خونخواهى ندارد و يا در انتقامگيرى ضعيف و ناتوان است، و چون خون افرادى مانند افراد خاندان پيامبر (ص) و صحابيانى كه خداوند خون آنان را در حمايت خود گرفته، و تعدّى به آن را ممنوع و حرام كرده، به منزله حقّ ثابت متعارفى براى خداوند است كه آن را مطالبه خواهد كرد و ضايع نخواهد گذاشت، و حاكم مطلق در اين باره اوست، لذا واژه ثائر را كه به معناى انتقام گيرنده است استعاره كرده و فرموده است: او مانند داورى است، و بايد دانست كه اطلاق واژه حقّ در مورد خداوند متعال بر سبيل مجاز است نه حقيقت، زيرا از ويژگيهاى حقّ اين است كه اخذ آن موجب انتفاع و ترك آن باعث ضرر و زيان است، و خداوند متعال از اينها منزّه است، ليكن چون انتقام خون مظلوم به منزله حقّى براى اوست، براى بيان چگونگى استيفاى آن، داورى كه حقّ را به تمامى اخذ كند به او تشبيه شده است، سپس امام (ع)