ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨١٢ - شرح
است كه موجبات آن را فراهم كند. در حالى كه ارباب تقوا و معرفت از بيم مرگ فارغ بوده و بسا اين كه مردن و رهايى يافتن از قفس تن محبوب آنها نيز مىباشد، زيرا مرگ براى آنان وسيله خلاصى و وصول به لقاى برترين محبوبشان است، و خداوند متعال به همين مطلب اشاره كرده و فرموده است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» [١] آيه شريفه دلالت دارد بر اين كه هر كس از روى صدق و راستى مدّعى دوستى خداوند است آرزوى مرگ دارد، و نيز فرموده است: قُلْ إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ [٢].
(٤٧٩١١- ٤٧٩٠٨) ٨- روشنى سياهى تاريكيهاى شماست [اين ظاهر معناى جمله و ضياء سواد ظلمتكم مىباشد- مترجم] واژه ظلمت كه بر تاريكى اطلاق مىشود براى نادانى و غفلت دل استعاره شده، و چون تاريكى سياهى را به همراه دارد با ذكر آن استعاره مذكور ترشيح داده شده است، و اين عبارت نظير گفتار آن حضرت است كه فرموده است: و جلاء عشاء أبصاركم، چنان كه ملاحظه مىشود در تمامى جملات مذكور صنعت تضادّ موجود، و قرينهها با ضدّ آن ذكر شده است.
(٤٧٩١٧- ٤٧٩١٢) پس از اين امير مؤمنان (ع) سفارش خود را با ذكر شرايط و آدابى كه بايد در طريق طاعت و فرمانبردارى خداوند رعايت شود تأكيد مىكند:
١- طاعت و بندگى خداوند را شعار خود قرار دهيد، شعار به معناى جامه زيرين، و در اين جا كنايه از اين است كه هميشه ملازم طاعت خداوند بوده و مانند جامه زير كه با بدن ملازمت و پيوستگى دارد همواره فرمانبردار اوامر او باشيد، و لحظهاى سر از فرمانش برنتابيد، قيد دون دثاركم اشاره به اين است كه طاعت خدا
[١] سوره جمعه آيه (٧) يعنى: اگر گمان كردهايد شما دوستان خداييد نه مردم ديگر پس آرزوى مرگ كنيد اگر راستگو هستيد.
[٢] سوره بقره (٢) آيه (٩٤) يعنى: بگو (اى پيامبر) اگر سراى آخرت در نزد خدا به شما اختصاص يافته نه مردم ديگر، پس آرزوى، مرگ كنيد اگر راست مىگوييد.