ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٦٦ - فرموده است إن القوم خافوك على دنياهم
يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ» [١] معاويه گفت: اين آيه در باره اهل كتاب نازل شده است، گفتم بلكه در باره ما و آنهاست، در نتيجه معاويه نامهاى به عثمان نوشت و در اين باره از من به او شكايت كرد، عثمان به من نوشت كه به سوى من بيا من هم به نزد او رفتم، در اين هنگام ديدم مردم را بر من شورانيده چنان كه گويى مرا نمىشناسند. من در اين باره به عثمان شكايت كردم، او مرا مخيّر داشت كه در هر جا بخواهم سكنا گزينم، من ربذه را برگزيدم.
اين گفتار كسانى است كه خواستهاند عثمان را در ستم به ابى ذرّ و تبعيد او بىگناه قلمداد كنند، و بگويند رفتن وى به ربذه به اختيار خود او بوده است، امّا گفته شده كه ابى ذرّ در ردّ و انكار آنچه را زشت و ناروا ديده، و همچنين در باره عثمان، سخن به درشتى گفته، و اظهار مىداشته كه اصحاب محمّد (ص) بر عهد و ميثاق خود پايدار نماندهاند، و با اين گونه سخنان مردم را از عثمان دور و پراكنده مىساخته، و به همين سبب بوده كه عثمان او را از مدينه بيرون و به ربذه تبعيد كرده است و آنچه را على (ع) در اين خطبه به ابى ذرّ خطاب كرده با روايت دوّم سازگارتر است.
(٢٦٧٢٢- ٢٦٧١٣)
فرموده است: إنّك غضبت للّه،
تو براى خدا خشمگين شدى.
اين گواهى است بر اين كه انكار و ردّ ابو ذر نسبت به آنچه را كه زشت و ناروا مىديده تنها براى خشنودى خداوند بوده است.
(٢٦٧٣١- ٢٦٧٢٣)
فرموده است: إنّ القوم خافوك على دنياهم
يعنى: اين گروه از نظر حفظ دنياى خودشان از تو بيم دارند و از اين كه مردم را از اطراف آنان دور مىگردانى، مىترسند كه خلافت و حكومت از چنگ آنها بيرون رود، امّا تو از اين كه با كارهاى آنان موافقت كنى، و بر خلاف سنّت، از عطاياى آنان چيزى دريافت
[١] سورة توبه (٩) آيه (٣٤) يعنى: و كسانى كه زر و سيم را انباشته مىكنند، و در راه خدا انفاق نمىكنند ...