ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٢ - شرح
استعاره نيز روشن است، همچنين واژه شحمة (پيه) را براى ثروت و قوّت آنان استعاره فرموده است، و واژه إذابة كه به معناى گداختن است براى توصيف چگونگى از ميان بردن ثروت و قوّت آنها از طريق كشتار و به خوارى كشانيدن آنان به كار رفته است، آنچه حجّاج در دوران حكومت خود بر سر مردم عراق آورده مشهور و گواه صدق گفتار امام (ع) است، و ما پيش از اين در آنجا كه از كوفه سخن راندهايم شمّهاى از كارهاى او را شرح دادهايم، سپس فرموده است إيه أبا وذحة، واژه إيه اسم فعل براى امر است اگر بدون تنوين باشد به معناى اين است كه از مخاطب خواسته مىشود، به گفتارى كه با يكديگر داشتهاند ادامه دهد، و اگر با تنوين باشد براى درخواست مطلق انجام دادن كارى يا بيان كردن مطلبى است، و گفته شده كه خالى بودن آن از تنوين براى وقف، و تنوين آن براى وصل به ما بعد مىباشد، امّا اين كه امام (ع) به حجّاج لقب ابا وذحه داده است، چنان كه نقل شده، روزى حجّاج بر بالاى سجّاده خود نماز مىگزارد، در اين هنگام سوسكى به سوى او پريد، حجّاج گفت: نحوّها عنّى فأنّها وذحة من وذح الشّيطان يعنى: اين را از من دور كنيد، زيرا اين از كثافات شيطان است، نيز نقل شده كه گفته است: خدا بكشد آنهايى را كه گمان مىكنند اين آفريده خداست، به او گفته شد، پس اين چگونه پديد آمده؟ گفت: اين از كثافات شيطان است، گويا حجّاج سوسك را به مناسبت اندازه و شكل آن به پشكل گوسفند كه در اطراف دنبه و رانهاى او مىچسبد تشبيه، و آن را براى سوسك استعاره كرده و به سبب پليدى شيطان و ناخوشايندى صورت اين حيوان، آن را به ابليس نسبت داده است، يا اين كه بدين سبب كه حواسّ او را در نماز مشوّش كرده اين نسبت را به او داده است، ابو علىّ بن مسكويه [١] نقل كرده كه حجّاج آن
[١] ابو على احمد بن محمد بن يعقوب مسكويه يا مشكويه از اهالى رى بوده است، در همه علوم بويژه در حكمت عملى جز ابن سينا مانندى نداشته است، برخى از دانشمندان در حقّ وى دعوى تشيّع كردهاند، كتاب تجارب الامم، و تهذيب الاخلاق از جمله آثار اوست، وفات او را سال ٤٢١ ه نوشتهاند. فرهنگ دهخدا (مترجم)