ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢١٧ - فرموده است و لكنا إنما أصبحنا نقاتل إخواننا في الإسلام تا آخر،
جهاد كردهاند، تا با شرح حالات آنها، شايد به گذشتگان تأسّى جويند، و از آنها پيروى كنند.
(٢٥٢٢٨- ٢٥١٨٨)
فرموده است: و لكنّا إنّما أصبحنا نقاتل إخواننا في الإسلام ... تا آخر،
اين هشدار و پاسخى است به كسانى كه ممكن است بگويند: برادران مسلمان پيشين ما كه آن گونه جهاد و ايثار كردهاند، براى اين بوده كه در حقّانيّت دين خود، و گمراهى كافران و كسانى كه با آنان در جنگ بودند، شكّ و ترديد نداشتند، امّا جز اين نيست كه ما با خودمان مىجنگيم، و چگونه ممكن است كشتن گروهى مسلمان كه تسليم ما شده و ما را به داورى كتاب خدا فرا خواندهاند، روا باشد، و پاسخ امام (ع) به اين معناست كه ما از آغاز كار اسلام تا حالا براى پيش برد دعوت دين و فداكارى در راه تحكيم قواعد و برپايى قوانين آن نبرد مىكنيم، پيكار ما در آغاز براى تحقّق وجود اسلام در ميان مردم بوده، و نبرد كنونى ما براى حفظ ماهيّت و چگونگى و بقاى آن است، زيرا چنان كه آشكار است فساد و انحراف، و شبهه و تأويل در آن راه يافته است. و اگر احساس كنيم وسيله صحيحى فراهم شده كه به واسطه آن خداوند پراكندگى ما را بر طرف مىكند، و به سبب آن مىتوانيم بر اساس پيوندهايى كه از نظر اسلام و دين باقى مانده به هم نزديك شويم، از آن استقبال مىكنيم، و ما مىجنگيم شايد آن را به دست آوريم. شايد منظور آن بزرگوار از ذكر اين كه اگر وسيلهاى فراهم شود ... اين بوده است: كه كسانى كه سر به نافرمانى برداشته و با او به جنگ پرداختهاند از در اطاعت در آيند و به او بپيوندند، اين سخن به منزله صغراى قياس ضمير است [١]، كه امام (ع) عليه آنان استدلال فرموده است، بدين صورت: هنگامى كه به شما گفتم بالا بردن قرآنها بر سر نيزهها فريب و نيرنگى است كه شاميان به كار گرفتهاند، و شما آن گونه به من پاسخ داديد ... و كبراى قياس اين كه هر كس آن گفتار را چنين
[١] اگر در قياس، مقدّمه كبرا ذكر نشود، در اصطلاح، آن را قياس ضمير مىنامند. منطق مظفّر (مترجم)