ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٥٢ - فرموده است فإنه لا ينادي مناد يوم القيامة تا آخر
تكذيب نمىشود، بلكه تصديق آن واجب است بنا بر اين قرآن در اين جا مانند شخصى است كه نزد پادشاه رود و در باره ديگرى بدگويى كند.
(٣٧٣٨١- ٣٧٣٤٣)
فرموده است: فإنّه لا ينادي مناد يوم القيامة ... تا آخر.
منظور از فرياد كننده، زبان حال اعمال آدمى است، و مراد از حرث يا زرع، هر عملى است كه از آن فايدهاى خواسته مىشود و ثمرهاى از آن به دست مىآيد، غرض از ابتلا در اين جا آثار اعمال زشت و عواقب بد آنهاست كه نفس به آنها دچار مىشود، و به اندازه انحراف و خروج از طاعت پروردگار گرفتار كيفر و عذاب مىگردد، و آشكار است كسى كه عمل به قرآن را مزرعه آخرت خود سازد، و كوشش در فهم معانى و مقاصد آن را وسيله تكميل و تهذيب نفس خود قرار دهد از ابتلاى به كيفرها و عذابها مصون خواهد بود، پس از آن آنان را تشويق مىكند كه از كشت كنندگان بذر قرآن و پيروان آن باشند، اين كه فرموده است: استدلّوه على ربّكم يعنى قرآن را دليلى حاضر در راه خود به سوى پروردگار قرار دهيد و استنصحوه على أنفسكم يعنى در برابر نفس امّاره كه انسان را به گناه مىكشاند و ديده دل را از مشاهده حقايق مىپوشاند، قرآن را خيرخواه و راهنماى خود گردانيد و آن را وسيله سركوبى اين نفس سركش قرار دهيد، و چون قرآن انسان را از پيروى خواهشهاى نفس منع مىكند لازم مىآيد كه اندرزهاى او در جهت سركوب آن پذيرفته شود، معناى جمله اتّهموا عليه آراءكم اين است كه اگر نظريّهاى بر خلاف قرآن يافتيد آن را متّهم به بطلان كنيد زيرا برخاسته از نفس امّاره است، معناى جمله و استغشّوا فيه أهوائكم نيز همين است، جز اين كه در جمله پيش اتّهموا و در اين جا استغشّوا فرموده است زيرا هوى عبارت از خواهش نفس امّاره است بى آن كه در باره جواز آن به عقل مراجعه شود، و اگر انسان بنا به حكمى از احكام از پيروى آن ممنوع باشد، اين خواهش، غشّ و فريبى آشكار خواهد بود، امّا رأى را انسان گاهى با رجوع به عقل و زمانى بدون آن اتّخاذ مىكند و ممكن است حقّ و يا باطل باشد، در اين صورت چون در مظنّه بطلان است اطلاق تهمت به آن