ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢٩ - شرح ( ٣٣٥٨٣ - ٣٣٤١٤ )
اندوه آن را نخوريد، و خويشتن را به آن سرگرم نسازيد، چون شما به جدايى و دگرگونى احوال آن يقين داريد، بنا بر اين همچون كسى كه نسبت به خود ترسان و خيرخواه و جدّى و كوشا باشد خويشتن را از آن بر حذر داريد، و به آنچه از نابودى پيشينيان ديدهايد عبرت گيريد، آنها كه بندهاى كالبدشان از هم گسيخته، و چشمها و گوشهايشان نابود گشته، و شرافت و بزرگوارى آنها از ميان رفته، و شادمانى و خوشى آنان به پايان رسيده است، آنان كه قرب فرزندان را به دورى از آنها بدل كردهاند، و به جاى همدمى با همسران به فراق آنها دچار گشتهاند، اكنون به يكديگر فخر نمىفروشند، و زاد و ولد نمىكنند، و به ديدن هم نمىروند، و همنشين يكديگر نمىشوند.
بندگان خدا! بر حذر باشيد همچون حذر كسى كه بر نفس خويش چيره شده، و جلو هوسش را گرفته است، و با چشم خرد مىنگرد، زيرا امر، روشن، و نشانهها برقرار، و راه هموار و مستقيم است.»
[شرح] (٣٣٥٨٣- ٣٣٤١٤)
خلاصه اين خطبه در ذكر مناقب رسول اكرم (ص) و سپس موعظه حسنه و نفرت دادن از دنياست، مراد از نور روشنى بخش، نور نبوّت است، و مقصود از برهان آشكار، معجزات و آياتى است كه روشنگر صحّت پيامبرى اوست، منهاج البادى يا راه آشكار عبارت از شريعت و دين روشن آن حضرت است، و كتاب هادى، قرآن كريم است كه به سوى بهشت راهنمايى مىكند. معناى اين كه خاندان او بهترين خاندان مىباشد روشن است، واژه شجره براى اصل و تبار آن حضرت استعاره شده و معلوم است كه قبيله قريش برترين قبايل عرب است، واژه أغصان (شاخهها) براى افراد اهل بيت او مانند على و همسر و فرزندانش (ع) و همچنين عموها و برادرانش استعاره شده است، و اعتدال اين شاخهها نزديك بودن آنها به آن حضرت در فضل و شرف است، ثمرات اين شاخهها استعاره براى فضيلتهاى علمى و عملى آنهاست، و تهدّل ثمرات (آويزان بودن) آنها كنايه است از ظهور و كثرت اين فضايل و سهولت دسترسى و استفاده از آنها، اين كه مكّه