ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٩ - شرح
ذرّهاى از مخلوقات او به آينهاى شباهت دارد كه خالق متعال، خود را براى بندگانش در آن نمايان ساخته است، و آنان به اندازه قابليّت خود، او را مىبينند، و اين مشاهده بر حسب شعاع بصيرت و درجات معرفت آنان، متفاوت مىباشد، برخى نخست مصنوع و بعد از آن صانع را مىبينند، برخى هر دو را با هم مشاهده مىكنند، بعضى نخست آفريدگار و پس از او به آفريدگان توجّه مىكنند، برخى هم جز خدا چيزى نمىبينند.
٢- اين كه او با حجّت و برهان خويش در دلهاى آدميان نمايان است، يعنى هستى او در دل كسانى كه به سبب انديشههاى باطل و گفتار نادرست او را انكار مىكنند، روشن است، زيرا دلائل هستى خويش را عليه اينها ظاهر، و برهان وجود خود را بر آنها ثابت فرموده است، و اين برهان همان احساسى است كه نفوس منكران در برابر عظمت و استحكام نظام آفرينش دارند، هر چند براى توجّه بدان به اندكى تنبّه و هشيارى نيازمندند، چنان كه حقّ تعالى فرموده است: «وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ [١]» همچنين ملاحظه آيات قدرت إلهى در آسمانها و زمين كه خداوند متعال فرموده است: أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ [٢]» و اين نزديك به معنايى است كه در قسمت اوّل گفته شد.
٣- اين كه خداوند آفريدگان را بدون نياز به تفكّر و طرح و برنامه ريزى آفريده است، و در باره بىنيازى پروردگار به انديشه و فكر، استدلال فرموده است به اين كه تفكّر و انديشيدن در خور صاحبان ضمير و آنانى است كه داراى قلب و حواسّ جسمانى باشند، و پروردگار در ذات مقدّس خود منزّه از ضمير است، و اين معنا شكل دوّم قياس منطقى است، به اين ترتيب كه فكر و انديشه از آن صاحب ضمير است، و هيچ چيزى از واجب الوجود صاحب ضمير نيست، نتيجه
[١] سوره ذاريات (٥١) آيه (٢١) يعنى: ... و هم در نفوس خود شما آيا به ديده بصيرت نمىنگريد؟
[٢] سوره اعراف (٧) آيه (١٨٥) يعنى: ... آيا در ملكوت آسمانها و زمين و چيزهايى كه خداوند آفريده نمىنگرند؟