ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨١ - فرموده است و لكل أجل كتاب و لكل غيبة إياب
زحمت اندازند اشاره مىكند، و كوشش آنها را براى شناسايى و دستگيرى مؤمنان به دانه چيدن مرغان تشبيه مىفرمايد كه دانههاى پر و چاق را از دانههاى لاغر و ميان تهى با منقار خود جدا كرده ريزرارها و درشت را بر مىدارند، سپس از اين كه بر گمراهى و سرگردانى خود همچنان پايدارند آنها را مورد نكوهش قرار مىدهد، و با شگفتى از آنها مىپرسد كه تا كى به دنبال اعتقادات نادرست و روشهاى باطلند و از آنچه آنان را در ظلمات حيرت و نادانى سرگردان و گرفتار ساخته و از پندارهاى دروغينى كه آنها را فريب داده پرسش و آنان را به سوى خويش دعوت و از اين كه جز خدا مطلوب ديگرى دارند سرزنش مىكند، و آنها را از اختيار راهى جز طريق شرع و دين نهى مىفرمايد، سپس در باره اين كه اين كژيها از چه ناحيهاى بر آنها وارد، و اين بيماريها و نارواييها از كجا براى آنان آورده مىشود پرسش مىكند، و آن حضرت خود مىداند كه آنچه به آنها مىرسد از ناحيه جهالت و نادانى آنهاست ليكن سخن را به مقتضاى بلاغت ادا فرموده است، و چنان كه گفتهايم اين گونه سخن تجاهل العارف [١] ناميده مىشود، همان گونه كه خداوند متعال فرمود: «فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ» و نيز فرموده است: «فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ»^ يعنى كى و در چه هنگام از اين غفلت و ناآگاهى كه دچاريد باز مىگرديد؟
(٢١٢٤٩- ٢١٢٢٧)
فرموده است: و لكلّ أجل كتاب و لكلّ غيبة إياب.
مردم را با اشاره به نزديك بودن مرگ، مىترساند و به آنان گوشزد مىفرمايد كه ممكن است مرگ ناگهان فرا رسد، و از نظر عمل در زمره زيانكارترين افراد قرار گيرند، سپس به آنها تذكّر مىدهد كه به موعظههاى او گوش فرا دهند، و مراد از ربّانى، دانشمندى است كه در علوم الهى، ماهر و عامل باشد، پس از آن
[١] تجاهل العارف يكى از صنايع ادبى است كه براى تحسين كلام و مبالغه در وصف و تقويت و تأكيد مقصود به كار مىرود، و عبارت است از اين كه گوينده سخن با اين كه چيزى را مىداند خود را نسبت به آن نادان وانمود كند. فرهنگ معارف اسلامى (مترجم).