ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠ - شرح
ضعف و زبونى است، فزونى آنچه در اين دنيا دلپسند و خوشايندتان مىباشد، شما را فريب ندهد، زيرا بهره شما از آنچه در كنار خود داريد اندك است.
رحمت خدا بر آن كس باد كه بينديشد و عبرت گيرد و بينا شود كه آنچه از دنيا باقى مانده بزودى فانى گردد و آنچه از آخرت است، همواره باقى و پايدار است، و هر آنچه به شمارش آيد پايان يافتنى است، و هر چه در انتظارش هستيد آمدنى است، و هر آيندهاى قريب و نزديك است.»
[شرح]
(١٩٨٧٣- ١٩٨٠٨) حاصل اين خطبه ترغيب مردم به زهد و بىميلى به دنيا، و پرهيز دادن آنها از آلودگى به تباهيهاى آن است. امام (ع) دستور فرموده كه به دنيا مانند زاهدان يعنى كسانى كه رغبت خود را از آن باز داشته و روى از آن گردانيدهاند بنگرند، و تذكّر مىفرمايد كه مردم بايد دنيا را رها كنند، و آن را ناچيز شمارند، مگر براى رفع ضرورت كه بايد به مقدار ضرورى اكتفا كنند، سپس امام (ع) به ذكر معايب نفرت انگيز آن به شرح زير پرداختهاند:
١- اين كه دنيا ساكنان خويش و كسانى را كه بدان اعتماد و اطمينان كرده و دل به آن بستهاند از ميان مىبرد.
٢- اين كه دنيا ناز پروردگان و متنعّمان را، كه آرزوها آنان را فريب داده و خود را از گزند ايّام مصون ديدهاند به مصيبت مىكشاند، و آنچه را بدان دل خوش كرده و مايه ايمنى خود يافتهاند از آنها مىگيرد.
٣- اين كه آنچه از دنيا سپرى مىشود، و از مردم، روى مىگرداند، همچون جوانى و تندرستى و دارايى و عمر، ديگر بار باز نمىگردد.
٤- اين كه معلوم نيست در آينده چه اوضاع و گرفتاريهايى پيش مىآيد تا چشم به راه آن باشند و در صدد رفع آن برآيند.
٥- اين كه شادى دنيا به اندوه آميخته است، و آن كه از شادى برخوردار