ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٤٦ - ترجمه
نرساند از هيچ پند و اندرزى بهره نخواهد برد، و خطا و تقصير پياپى جلو رويش ظاهر شود تا آن جا كه خوب را بد و بد را نيكو پندارد، همانا مردمان دو دستهاند گروهى از شريعت پيروى مىكنند و دستهاى بدعتگذارند كه نه برهانى الهى از سنّت پيامبران در دست دارند و نه از حجّت و دليل روشنى برخوردارند.
خداوند سبحان هيچ كس را به مانند آنچه در قرآن است پند نداده است، زيرا قرآن ريسمان محكم خداوند و واسطه امين اوست، در آن، بهار دل و چشمههاى دانش است، براى قلب، صيقل و جلايى جز آن نتوان يافت با اين كه هشياران رفتهاند و آنانى كه ماندهاند يا غافل و فراموشكارند و يا خود را به فراموشى مىزنند، هر كجا كار نيكى ديديد به آن كمك كنيد و اگر كار بدى مشاهده كرديد از آن دورى جوييد، زيرا پيامبر خدا كه درود بر او و خاندانش باد مىفرمود: «اى فرزند آدم كار نيك به جاى آور و بدى را رها كن كه در اين صورت همچون اسبى خوشرفتار به مقصد خواهى رسيد [١].»
بدانيد ظلم و ستم سه گونه است: ستمى كه آمرزيده نمىشود، ستمى كه از آن بازخواست خواهد شد و ستمى كه بخشوده مىشود و از آن باز پرسى نخواهد شد، امّا ستمى كه آمرزيده نمىشود شرك به خداست كه فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ^ [٢]» و ستمى كه مورد آمرزش قرار مىگيرد ظلمى است كه بنده با ارتكاب برخى گناهان كوچك به نفس خويش روا مىدارد، و ستمى كه از آن باز خواست مىشود ظلم بندگان به يكديگر است، قصاص و كيفر در آن جا بسيار سخت است، و زخم كارد و ضربه تازيانه نيست بلكه اينها در برابر آن كوچك است.
زينهار از اين كه در دين خدا هر زمان به رنگى در آييد، زيرا اجتماع و همبستگى در چيزى كه حقّ است اگر چه آن را خوش نداشته باشيد بهتر است از جدايى و پراكندگى نسبت به آنچه باطل است و شما آن را دوست
[١] يا بن آدم اعمل الخير ودع الشّر فاذا أنت جواد قاصد.
[٢] سوره نساء (٤) آيه (٤٨ و ١١٦) يعنى: خداوند كسى را كه به او شرك آورد نمىبخشد.