ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٦٥ - ١٥ - فرموده است إن استصعبت تا تحب
نمىگويد، و به كار نيكى كه خود آن را به جا نمىآورد فرمان نمىدهد، و از كار زشتى كه پس از گفتن، خودش مرتكب آن مىشود ديگران را نهى نمىكند، و از وعده خود تخلّف نمىورزد تا خود را در زمره دشمنان خدا قرار دهد، چنان كه فرموده است: «كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ» [١].
(٤٦٧٧٥- ٤٦٧٧٣) ١٨- آرزويش كوتاه است، و آمال دور و دراز ندارد، زيرا مرگ را بسيار ياد مىكند، و پيوسته در انديشه لقاى پروردگار است.
(٤٦٧٧٧- ٤٦٧٧٦) ١٩- لغزشهايش اندك است، مىدانيم كه لغزشهاى خداشناسان از قبيل ترك اولى است، زيرا صدور كارهاى خوب و شايسته، ملكه و طبيعت آنها گرديده، و انگيزههاى لغزش و خطا در آنها كم بوده، و به ندرت و بر حسب ضرورت و يا اشتباه مرتكب اين امور مىشوند، و در اين باره شكّى نيست.
(٤٦٧٧٩- ٤٦٧٧٨) ٢٠- دل او در برابر خداوند ترسان و خاشع است، زيرا نظر بر عظمت معبود و جلال كبريائى او دارد.
(٤٦٧٨١- ٤٦٧٨٠) ٢١- نفس او قانع است، اين صفت بر اثر توجّه به حكمت و قدرت خداوند است، و اين كه اوست كه روزى مردم را تقسيم مىكند، تصوّر سودى كه قناعت در دنيا، و نتايجى كه در آخرت دارد اين صفت را در او راسختر و نيرومندتر مىگرداند.
(٤٦٧٨٣- ٤٦٧٨٢) ٢٢- خوراك او اندك است، زيرا مىداند كه پرخورى مايه از دست رفتن زيركى و هشيارى، و موجب از ميان رفتن نرمدلى و پديد آمدن سخت دلى و تنبلى است.
(٤٦٧٨٥- ٤٦٧٨٤) ٢٣- كارش آسان است، يعنى به خاطر كسى خود را به رنج نمىاندازد، و ديگرى را به زحمت وا نمىدارد.
(٤٦٧٨٧- ٤٦٧٨٦) ٢٤- دينش را نگهبان است، و چيزى از آن را ترك نمىكند، و خللى بر آن
[١] سوره صفّ (٦١) آيه (٣) يعنى: نزد خدا بسيار موجب خشم است سخنى بگوييد كه بدان عمل نمىكنيد.